نیازمندی های حقوقی , لیست وکلای برتر سراسر کشور

وکیل خانواده در تهران – نیازمندی های حقوقی , لیست وکلای برتر سراسر کشور

آرشیو: وکیل خانواده در تهران

مراحل و مدارک استرداد جهیزیه در تهران

مراحل استرداد جهیزیه

1 _ اگر تصمیم خود را برای استرداد جهیزیه گرفته اید میتوانید به یکی از شیوه های زیر برای گرفتن جهیزیه اقدام کنید. ۲ _ شما میتوانید خودتان برای استرداد جهیزیه به شورای حل اختلاف مراجعه کنید. ۳ _ شما میتوانید برای اطلاع از چگونگی استرداد جهیزیه با وکیل استرداد جهیزیه به صورت تلفنی گفتگو کنید تا شما را برای مراجعه به شورای حل اختلاف راهنمایی کند. ۴ _ شما باید برای استرداد جهیزیه، دادخواست تنظیم کنید که در صورت نیاز و نداشتن اطلاعات کافی میتوانید برای تنظیم دادخواست با وکیل استرداد جهیزیه مشورت کنید. ۵ _ شما میتوانید برای استرداد جهیزیه در کمترین زمان و بدون حضور خود در شورای حل اختلاف، با وکیل استرداد جهیزیه در مشهد و با تجربه به صورت حضوری مشورت کنید و در صورت نیاز وکیل بگیرید و بعد از مشخص شدن وسایل جهیزیه، به وکیل وکالت بدهید که اینکار را به جای شما انجام دهد. ۶ _ اگر برای استرداد جهیزیه قصد داشته باشید که وکیل بگیرید باید مدارک زیر را به وکیل تحویل بدهید.

مدارک استرداد جهیزیه

1 _ اصل سند ازدواج ۲ _ اصل شناسنامه زن ۳ _ اصل کارت ملی زن ۴ _ سیاهه جهیزیه معتبردر صورت نبود اصل سند ازدواج باید کپی آن را از دفترخانه ای که عقد کرده اید دریافت کنید.

منع تحصیل زوجه (عدم اشتغال به تحصیل) ” وکیل تهران

منع تحصیل زوجه (عدم اشتغال به تحصیل)

منع تحصیل زوجه(زن) از طرف شوهر چنانچه قبل از ازدواج و یا در سند ازدواج قید شده باشد، امکان‌پذیر نیست و زوج می‌توانددادخواست منع تحصیل زوجه را به دادگاه خانواده (دعوای حقوقی) تقدیم کند. بدیهی است، چنانچه تحصیل زوجه مغایر تکلیفوی به تمکیناز زوج باشد، زوج می­تواند با اقامه دعوای الزام به تمکین،نشوز همسر خود را را اثبات کند و منع تحصیل زوجه بگیرد.

فرآیند رسیدگی به دادخواست منع تحصیل زوجه

شوهر در دادگاه خانواده محل سکونت خود یا همسرش می‌تواند دادخواست الزام به تمکین را بدهد و در آن قید کند کهخواستار منع تحصیل زوجه خود می‌باشد. در این هنگام، پس از ثبت دادخواست، دادگاه شروع به رسیدگی می‌کند.مرد می‌تواند در راستای ادعای منع تحصیل زوجه مدارکی مثل شهادت شهود و هر سند دیگری را استفاده کند کهثابت کند تحصیل زوجه منافات با تمکین اوست. دادگاه دلایل شوهر را بررسی کرده و جلسه دادرسی را به زن و شوهراعلام می‌کند و دفاعیات زن و اظهارت شهود را نیز بررسی می‌کند. چنانچه دلایل قابل قبول باشد، دادگاه حکم به الزامبه تمکین و منع تحصیل زوجه می‌دهد. چنانچه زن با وجود این حکم به تحصیل خود ادامه دهد، ناشزه محسوب شدهو نفقه از او ساقط می‌شود.

مزیت داشتن وکیل در دعوای منع تحصیل زوجه

یک وکیل متخصص و با تجربه با آگاهی از قوانین و مقررات خانواده و شناخت هر دادگاه و قاضی و اگاهی از رویه قضایی،می‌تواند دلایلی را برای منع تحصیل زوجه جمع‌آوری کند که مورد قبول دادگاه (محکمه‌پسند) باشد. در این صورت، می‌تواند به راحتی حکم را به نفع مرد بگیرد. همچنین، اگر زن به تحصیل خود ادامه دهد و تمکین نکند، می‌تواند دعوای ناشزه بودناو را پیگیری کند تا دیگر نفقه‌ای به زن تعلق نگیرد.

عدم اشتغال به تحصیل زوجه

تحصیل زوجه

براساس نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه شماره پرونده ۲۸۲-۱/۹-۹۴نظریه شماره ۹۰۵/۹۴/۷-۱۰/۴/۱۳۹۱تحصیل،از حقوق مدنی آحاد جامعه است و منع افراد از استیفای این حق، نیازمند وجود قانون است که در این خصوص مقرره­ای وجودندارد و تحصیل زوجه از عناوین اشتغال به حرفه و صنعت موضوع ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی خارج است.

 

وکیل تمکین در تهران ” مراحل تمکین “

انواع:
تمکین دو نوع است: تمکین عام و تمکین خاص. تمکین عام همان اطاعت زن از شوهر در موارد کلی مثل تربیت فرزندان، نحوه معاشرت ها، محل سکونت، ترک نکردن منزل مشترک و… در کل هر اختلاف نظری که بین زن و شوهر باشد، به حکم ریاست مرد، زن باید تمکین عام و پیروی و اطاعت از شوهر کند.اما تمکین خاص به طور خاص یعنی زن نیازهای جنسی شوهر را برطرف نماید.

نکته:
در هردو نوع از این تمکین ها باید توجه داشت که:اولا) زن تا جایی که عذر یا مانع شرعی ، عرفی یا قانونی موجود نباشد باید تمکین کند. یعنی زن چه در وظایف عام خود و چه در برطرف کردن نیازهای جنسی شوهر چنانچه مانعی وجود داشته باشد، زن می تواند تمکین نکند و ناشزه هم محسوب نمی شود.ثانیا) به طور متقابل مرد نیز وظایفی در مقابل زن دارد همان طور که در برخی منابع فقهی آمده که در صورتی کهمرد وظایف خود را انجام ندهد یا مخارج منزل را پرداخت نکند، حق امر و نهی ندارد (جواهرالکلام) و زن می تواندتمکین نکند. همچنین، مرد نیز متقابلا باید نیازهای جنسی زن را برطرف نماید. در صورتی که مرد وظایف خود رابه خوبی انجام ندهد، مصداق سوء معاشرت محسوب شده و در صورت عسر و حرج زن باعث حق طلاق زن می گردد.

نحوه اثبات عدم تمکین:
چنانچه زن از مرد تمکین نکند، مرد می تواند با مراجعه به دادگاه الزام به تمکین زوجه را درخواست کند.قبل از این کار مرد می تواند اظهارنامه ای را پر کرده و برای زن بفرستد. این اظهارنامه بعدا می تواند اثبات کننده عدم تمکینزن باشد. مدارک دیگری نیز می تواند در این زمینه مورد تایید قاضی قرار بگیرد از جمله شهودی که عدم تمکینزن را شهادت می دهند.شکایت مرد از عدم تکمین زن یک دعوای خانوادگی است که در صورت اثبات منجر به نشوز زن شده و لازم نیستدیگر به زن نفقه بپردازد. در مقابل چنانچه مرد منزل مشترک را ترک نماید یا نفقه را نپردازد و یا وظایف خود را انجامندهد به طوری که مصداق سوء معاشرت باشد، زن می تواند با مراجعه به دادگاه الزام مرد یا حقوق مالی خود ازجمله مهریه و نفقه خود یا نفقه فرزندان را مطالبه نماید. حتی در مواردی که توانایی مالی مرد اثبات شود، عدمپرداخت نفقه از سوی مرد جرم محسوب شده و زن می تواند شکایت کیفری نماید تا مرد زندانی شود.

نحوه رسیدگی:
رسیدگی به پرونده های خانوادگی از حساسیت و پیچیدگی خاصی برخوردار است که هم هزینه بر و هم زمان بر است. گاها پرونده های خانوادگی تا ۸ سال نیز طول کشیده است چون فرایند مداومی است که به یک باره منجربه طلاق نمی شود. در مورد دعوای عدم تمکین مرد پس از اظهارنامه ای که برای همسرش فرستاده اگر زن بهعدم تمکین خود ادامه بدهد، مرد می تواند دادخواست الزام زوجه به تمکین را در دادگاه خانواده ثبت نماید. پس از ثبت دادخواست و ابلاغ آن به طرفین، جلسه دادرسی آغاز می شود. برای این‌که زن نیز از این شکایت مطلع شود،باید نشانی دقیقی از محل سکونت فعلی زن به دادگاه ارائه شود تا برای زن اخطاریه جهت حضور در دادگاه ارسالشود. در مواردی که زن منزل مشترک را ترک کرده است، قاعدتا مرد نمی‌تواند نشانی منزل خود یعنی همان منزلمشترک را بدهد چون مرد می‌گوید همسرش از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است.پس از تشکیل جلسه دادرسی، مرد می تواند مدارک خود را که اثبات کننده عدم تمکین زن است، به قاضی بدهد. این مدارک می تواند اظهارنامه ای باشد که مرد ابتدائا برای زن فرستاده، شهادت شهود و … . سپس، قاضی از زن می خواهد که دفاعیات خود را مطرح نماید. چنانچه هیچ مانع شرعی و عقلی، قانونی یا عرفی برای تمکین زن وجود نداشته باشد، قاضی ابتدائا حکم به الزام زن به تمکین می دهد و در صورت تکرار عدم تمکین، زن ناشزه شده و دیگر نفقه به او تعلق نمی گیرد. قانون مدنی در ماده ۱۱۰۸ به صراحت بیان می‌دارد: «هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود.» ضمن اینکه در صورت عدم تمکین زن، مرد می‌تواند با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضای صدور حکم بر تجویز ازدواج مجدد نماید.

تمکین زن
البته برای تمکین زن مرد باید مقدمات و لوازم آن را از جمله مسکن مناسب و لوازم ضروری سکونت مهیا نماید و زن باید ضمن سکونت در منزل شوهر خود نسبت به ادای وظایف زناشویی اقدام کند. در صورتی که زن بتواند موانعی را برای عدم تمکین خود اثبات کند، ناشزه نخواهد شد و مرد محکوم به بی حقی می شود. و در صورتی که مرد به وظایف خویش عمل نکند، در این‌صورت زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه الزام همسر را به انجام وظایف و تکالیف قانونی و شرعی خود درخواست کند. نشوز مرد، سوءِ معاشرت یا همان بدرفتاری تلقی می‌شود و می‌تواند از مصادیق عسر و حرج باشد و طبق قانون زن می‌تواند با طی مراحل قانونی، درخواست طلاق بدهد.

موانع:
زن در صورتی که موانعی باشد، می تواند تمکین نکند- چه عام و چه خاص- و ناشزه هم محسوب نمی شود. این موانع به چند دسته تقسیم می شوند:
۱- موانع مربوط به سکونت در منزل مشترک:
۱- ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی می گوید: “اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند منزل علیحده (جداگانه) اختیار کند ، در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور، محکمه حکم به بازگشت زن به منزل شوهر را نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل معذور باشد نفقه به عهده شوهرش خواهد بود.» بنابراین، اگر زن در منزل مشترک خطری او را تهدید نماید، می تواند جداگانه زندگی کند بدون اینکه نفقه ی او قطع شود. البته باید از طریق دادگاه اقدام کرده و ضرر را اثبات نماید.۲- اگر مطابق ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی حق سکونت و تعیین منزل مشترک به زوجه داده شده باشد، شوهر در همان منزل با همسر خود زندگی خواهد کرد زوجه نیز موظف به اطاعت از شوهر خود و ادای سایر وظایف زوجیت در همان منزل می باشد. یعنی دیگر زن وظیفه ای ندارد که به محلی که مرد تعیین می کند، برود.۳- مرد وظیفه دارد تا منزل مطابق با شان زوجه تهیه نماید. چنانچه مرد این وظیفه را نتواند انجام بدهد، زن تکلیفی به حضور در منزل مشترک ندارد. مانند انکه شوهر زن خود را که شایسته داشتن خانه مستقلی هست به اطاقی که در کاروانسرا است یا اطاق کرایه نشینی ببرد یا منزل در ناحیه غیر متناسب با شئون زن انتخاب کند .
۲- موانع مربوط به ترک منزل:
۱- هر گاه زن برای انجام تکلیف مذهبی واجب، از شوهر اجازه بیرون رفتن بخواهد اما شوهر اجازه ندهد زن می تواند خارج شود و این امر موجب نشوز او نمی شود مانند آنکه زن متطیع شود و بخواهد به حج برود و یا به حمام برای ادای نماز های واجب برود.۲- هرگاه پزشک خروج زن را از منزل برای مداوا لازم بداند و شوهر اجازه ندهد ، زن می تواند خارج گردد و باعث نمی شود که زن ناشزه شود مانند آنکه زن مبتلا به بیماری گردد که برای مداوا باید به بیمارستان یا خارج از کشور برود.۳- مرد نمی تواند خارج از عرف زن را از دیدار خانواده اش محروم کند.
۳- موانع مربوط به تمکین خاص:
تمکین خاص یعنی برطرف کردن نیازهای جنسی که در صورت عدم تمکین زن، زن ناشزه محسوب می شود اما گاهی علت هایی وجود دارد که زن را از تمکین معاف می کند. از جمله این موانع اینها هستند:۱- حق حبس: ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی در این مورد گفته است: «زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.» حق حبس یعنی زوجه از زمانی که باکره است، می تواند تمکین خاص در مقابل شوهر نداشته باشد و ابتدا درخواست حقوق مالی خود از جمله مهریه را کند. حق حبس فقط مربوط به تمکین خاص است و زن باید وظایف دیگری که در مقابل شوهر دارد مثل سکونت در منزل مشترک و .. را انجام دهد. این فرض مربوط به زمانی که زن و مرد ازدواج کرده اند اما زوجه همچنان باکره است، پس می تواند تا زمانی که تمام مهریه به او پرداخت نشده رابطه ی جنسی با شوهر برقرار نکند. حتی اگر دادگاه پرداخت مهر را قسط بندی کند، تا آخرین قسط پرداخت نشده، زن می تواند تمکین خاص نکند بدون اینکه نفقه را از دست بدهد. البته این حق با اولین رابطه جنسی بین زوجه و شوهر از بین می رود.
۲-روابط زناشویی :
۱- عادت ماهیانه زن که از عذرهای شرعی برای تمکین خاص محسوب می شود.۲- اگر رابطه جنسی، آسیب جسمانی برای زن به همراه داشته باشد.۳- اگر شوهر از زن بخواهد که زن با فرد دیگری غیر از خودش(شوهر) رابطه جنسی داشته باشد اعم از اینکه آن فرد مرد باشد یا زن. در این صورت اگر زن بتواند این درخواست مرد را اثبات کند، مجازات کیفری هم برای مرد خواهد داشت.۴- اگر شوهر بخواهد که زن برای تحریک او صحبت های جنسی و تحریک آمیز از طریق تلفن یا پیامک یا گفتگوی مستقیم یا هر راه دیگری با نفر سومی داشته باشد.۵- اگر شوهر رابطه ی معقدی بخواهد اما زن راضی نباشد.۶- اگر شوهر بخواهد که نفر سومی اعم از زن یا مرد در رابطه ی جنسیشان شریک باشد.۷- اگر مرد براساس اختلالات جنسی مثل سادیسم جنسی، ضرب و شتم هنگام رابطه یا … درخواست های جنسی از زن داشته باشد.در همه ی موارد زن می تواند تمکین نکند در عین حال که ناشزه نمی شود و نفقه اش قطع نمی گردد.

مقدمه: به محض اینکه پیمان ازدواج بسته می شود، زن و شوهر حقوق و تکالیفی نسبت به یکدیگر پیدا می کنند.اگرچه معمولاً نشوز فقط به نافرمانی زن از طریق عدم تمکین به شوهر اشاره دارد اما نافرمانی شوهر نیزدر نوشته‌های فقهی نشوز نامیده می‌شود هرچند اصطلاح تمکین در مورد شوهر استفاده نمی‌شود.هنگامی هم که این وظیفه‌ ناشناسی دوجانبه باشد آن را شقاق می‌نامند. (صفایی و امامی، ص ۱۳۰)اصولا تمکین برای زن و از حقوق مرد به شمار می رود چرا که در قوانین ایران، ریاست مرد بر خانوادهپذیرفته شده است و برای اینکه این ریاست اجرا شود، در مقابل زن باید در انجام وظایفی چون تربیتفرزندان و … از مرد پیروی نماید.

تعریف:
ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی تمکین را از وظایف زوجه در مقابل زوج پس از انعقاد عقد ازدواج و از آثاز روابط زوجیتدانسته است. تمکین یعنی زوجه در انجام وظایف زناشویی، سکونت در منزل مشترک که شوهر اختیار کردهو حسن معاشرت در تشیید مبانی خانواده از جمله تربیت فرزندان و نحوه معاشرت ها و … از شوهر اطاعتکند که در اصطلاح حقوقی به آن تمکین می گویند و انواعی دارد: تمکین عام و خاص. پس، تمکین در لغت بهمعنای پیروی و فرمانبرداری است اما در اصطلاح حقوقی یعنی انجام وظایفی که طبق قانون و شرع بر عهده زن می باشد.از آنجایی که تمکین در قانون از وظایف زن آمده، عدم تمکین باعث مجازات می باشد که مجازات آن نشوز زن است و نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.

طلاق یک طرفه ” مشاوره طلاق “

وکیل حضانت فرزند در تهران

طلاق یک طرفه از طرف زوجه

طلاق یک طرفه از طرف مرد

طلاق یک طرفه از طرف زن
طلاق در تهران

طلاق

 

موارد درخواست طلاق از سوی زوجه

چه زمانی زوجه می‌تواند برای طلاق یک‌طرفه به دادگاه مراجعه کند؟گاهی زوجه هیچ تمایلی به ادامه زندگی ندارد و تمایل اولیه خود را نسبت به زوج از دست داده استکه در اصطلاح حقوقی به آن کراهت در ازدواج گفته می‌شود. بنابراین، زوجه باید از راه‌هایی کراهت خودرا به دادگاه ثابت کند تا بتواند حکم طلاق یک‌طرفه را بگیرد.ممکن است این راه‌ها مربوط به نپرداختن نفقهیا سوءرفتار شوهر باشد و یا به دلایل دیگری مثل کراهت زن (عسر و حرج)، در هر صورت، اگر چنین مواردیباشد، طبق قانون مرد ملزم به طلاق یک‌طرفه است.در این طلاق زن باید مالی را به مرد بذل کند تا در ازای آن طلاق بائن حاصل شود «البته این موضوع در اصطلاحعامه مردم به مهرم حلال جونم آزاد معروف است» که در این زمینه غیر از مهریه زوجه اموال دیگری نیز می‌توانرد و بدل کرد. مواردی مثل پرداخت نکردن نفقه یا سوءرفتار مرد از جمله راه‌های روشنی هستند که زن می‌تواندبا استفاده از آن‌ها طلاق یک‌طرفه خود را از دادگاه بگیرد. اما در مورد کراهت زن باید موضوع کراهت به دقتبررسی شود که در ادامه به آن‌ها پرداخته می‌شود:

موارد عسر و حرج در قانون
شرایط عسر و حرج در قانون به شرایطی گفته شده است که ادامه زندگی برای زوجه با مشقت همراه باشدبه طوری که مایل به طلاق یک‌طرفه باشد، نه ادامه زندگی. این شرایط عبارت است از:۱- ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت ۶ ماه متوالی و یا ۹ ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه،۲- اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد‌مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگیخلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است۳- محکومیت قطعی زوج به حبس ۵ سال یا بیشتر،۴- ضرب و شتم یا هرگونه سوء استفاده مستمر زوج که عرفا” با توجه به وضعیت زوجه تحمل نباشد‌،۵- ابتلاء زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعب‌العلاج دیگری که زندگی مشترکرا مختل کند‌. البته این موارد انحصاری نیستند و هر مورد دیگری که ادامه زندگی را برای زن سخت کند می‌توانددلیل درخواست طلاق یک‌طرفه قرار بگیرد.
معرفی وکیل طلاق یک‌طرفه در شهر شما فرم زیر ظرف کمتر از ده دقیقه با شما تماسگرفته می شود و وکیل متخصص استرداد جهیزیه را در شهر خود به شما معرفی میشود

ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی در مورد طلاق:
در این ماده قانونی تاکید شده است در صورتی که زوجه سوء رفتار مرد را به دادگاه اثبات کند در این مرحله دادگاهبدون هیچ شرطی حکم طلاق یک‌طرفه را صادر می‌کند. در این مورد رضایت یا عدم رضایت زوج در صدور حکم طلاقتاثیری ندارد زیرا دادگاه موظف است بدون رضایت مرد حکم طلاق یک‌طرفه را صادر کند. وکالت زوجه در طلاقیکی از شروط ضمن عقد گرفتن وکالت طلاق توسط زوجه است. این در حالی است که در قانون آمده استکه مرد می‌تواند وکالت طلاق را به هر کسی که بخواهد بدهد. بنابراین زوجه می‌تواند هنگام عقد ازدواج یاهر عقد مستقل دیگری، این وکالت را از مرد بگیرد. اگر زوجه وکالت طلاق یک‌طرفه نیز داشته باشند بایدعدم صلاحیت زوج را به دادگاه اثبات کند و این موضوع نیز ممکن است مدت‌ها به طول بینجامد و فقط درطلاق‌های توافقی زمان رسیدگی کوتاه است و در این نوع طلاق زوجین درباره موضوعات مختلف مانندحضانت فرزند، جهیزیه، مهریه و… توافق می‌کنند.
حق رجوع مرد در طلاق :
باید توجه داشت که طلاق به خواسته مرد و طلاق توافقی قابل رجوع است یعنی مرد دوباره می‌تواند برادامهزندگی با زن اراده کند و بدون ازدواج در مدت مقرر زن دوباره به همسری مرد در می‌آید، اما درطلاق عسر و حرجییا قضایی (طلاق یک‌طرفه) امکان رجوع برای مرد وجود ندارد و صرفا با توافق طرفین امکان آن به‌وجود می‌آید.
طلاق توافقی:
در طلاق توافقی، متقاضی گواهی عدم امکان سازش باید تقاضانامه‌ای به دادگاه تسلیم کند که در آن عللتقاضا به طور موجه قید شود. پس از وصول تقاضانامه دادگاه راسا یا به وسیله داور یا داوران سعی در اصلاحبین زن و شوهر و جلوگیری از وقوع طلاق خواهد کرد. هرگاه تلاش دادگاه برای حصول سازش و حل‌وفصلاختلافات زن و شوهر به نتیجه نرسد با توجه به ماده ۸ این قانون گواهی عدم امکان سازش صادر خواهد کرد.دفتر ثبت، پس از دریافت گواهی مذکور به اجرای صیغه طلاق و ثبت آن اقدام خواهد کرد.

وکیل پایه یک دادگستری در تهران

بهترین وکیل پایه یک دادگستری در تهران

شماره وکیل پایه یک دادگستری در تهران

آدرس وکیل پایه یک دادگستری در تهران

وکیل حرفه ای پایه یک دادگستری در تهران
وکیل پایه یک دادگستری خانم و آقا در تهران

 

به چه کسی وکیل پایه یک دادگستری گفته می شود؟
وکیل پایه یک دادگستری شخصی است که پس از طی دوره تحصیلات دانشگاهی در مقطع لیسانس و یا بالاتر در رشته حقوق یا فقه و مبانی حقوق اسلامی یا همتراز آن در حوزه علمیه، در آزمون کانون وکلای دادگستری که هر سال یک بار برگزار می شود، در رقابتی سنگین و نفس گیر موفق به کسب معدل و ترازی شده باشد که بتواند در بین رقبای پر شماری که دارد به عنوان کارآموز وکالت پذیرفته شود.

مدت زمان دوره کارآموزی 18 ماه است و پس از آن آزمونی تحت عنوان اختبار بصورت کتبی و مصاحبه علمی شفاهی برگزار می گردد و شخصی که موفق به قبولی در مجموع 2 آزمون کتبی و شفاهی فوق شود، مجاز به حضور در مراسم تحلیف می گردد که در مراسم مذکور پس از طی تشریفات و اتیان سوگند توسط ایشان، وی به عنوان وکیل دادگستری یا وکیل پایه یک دادگستری نائل می شود.

وکیل پایه یک دادگستری در چه پرونده هایی می تواند قبول وکالت نماید؟
در کشور ما برای وکیل پایه یک دادگستری جهت قبول و انجام وکالت در پرونده های با موضوعات مختلف و متفاوت محدودیت قانونی و انتظامی وجود ندارد و وکیل دادگستری می تواند در هر پرونده ای که به وی ارجاع می شود با هر موضوعی که باشد وکالت نماید.

اما این بدان معنا نیست که هر شخصی که وکیل دادگستری باشد بتواند در تمامی پرونده هایی که به او رجوع میشود بتواند وکالتی حرفه ای و توام با موفقیت انجام دهد، بلکه امروزه به مانند تمامی مشاغل و موضوعات، وکالت نیز کاملا تخصصی و حرفه ای شده است و وکیل پایه یک دادگستری هنگامی می تواند به موفقیت های چشمگیر دست یابد که در موضوع خاصی که هم در آن اطلاعات و تجربه کافی دارد و هم به آن موضوع علاقه مند است وکالت نماید.

دفتر وکالت در تهران

بهترین دفتر وکالت در تهران

شماره دفتر وکالت در تهران

آدرس دفتر وکالت در تهران

خدمات دفتر وکالت در تهران
Law office in Tehran

 

 

هدف از نهاد دفتر وکالت بدون تردید،کمک به اجرای صحیح عدالت است. مقصود از عدالت هم به نوبه خود پاسخگویی به یک نیاز فطری و اجتماعی انسان ها در جهت تامین منفعت عامه است.تأمین این مصلحت هم

1. دفتر وکالت چیست ؟
هدف از نهاد دفتر وکالت بدون تردید،کمک به اجرای صحیح عدالت است. مقصود از عدالت هم به نوبه خود پاسخگویی به یک نیاز فطری و اجتماعی انسان ها در جهت تامین منفعت عامه است.تأمین این مصلحت هم، بنا به طبع جامع آن ، بصورت فردی و انتزاعی میسر نیست.از این رو، نقش دفتر وکالت را در این میان باید در یک نگاه جمعی به عملکرد دستگاه قضایی در پرتو واقعیات حاکم بر تشخیص حق و باطل نگریست.

در فرضی که افراد هنگام اختلاف بر سر امری، یا نقض قوانین کشور ، خود داوطلبانه به یک قاضی دانا و ومنصف و غیر جایز الخطا رجوع می کردند و تمام حقایق را بدون فزونی و کاستی در اختیار او قرار می دادند، کار آسان بود. در این حالت کافی بود که فقط یک فهرست از اسامی مراجعان تهیه شود تا به نوبت حکم لازم درباره آنان صادر شود.پر بدیهی است که در این بین جایی برای دفتر وکالت و وکیل مدافع نبود.

اما روشن است که در عالم خارج جایی برای این فروض نیست.کشف حقایق و صدور حکم شایسته بر آن اساس ، نیاز به یک دستگاه دارد که به گونه ای عمل کند که تا سر حد امکان آن غایت مطلوب به دست آید.این دستگاه ، نظام دادرسی یک کشور است. و از جمله سازو کارهای ان برای نیل بدان هدف ، امکان صحبت طرفین دعوا له و علیه مواضع خود و طرف مقابل است تا مبانی یک حکم عادلانه ، هرچند گاه نه صددرصد از افق این تضارب آراء طلوع کند.

این واقعیت که دفتر وکالت یک فن مستقل و متمایز از سایر مشاغل حقوقی است معمولاً نادیده انگاشته می شود. روشن است که استاد حقوق،وکیل و قاضی همگی با حقوق سروکار دارند .اما وجه اشتراک بین آنان در همین حد پایان می یابد و از اینجا به بعد وجوه افتراق میان صاحبان مشاغل از دیدگاه حقوقی و مشرب فکری به سبب ویژگی های شغلی رخ می نماید.

بر همین روال، دیدگاه قاضی با وکیل نسبت به دعوا متفاوت است.این اختلاف دید از وظایف متمایز این دو در مقابل دعوا نشأت می گیرد.تلاش قاضی رسیدگی شایسته به دعوا و اجرای عدالت است ، حال آنکه وکیل هدفی جز اثبات یا رد دعوا به نفع موکل خود ندارد.از این رو، بین قاضی و وکیل نه تنها تفاوت دیدگاه وجود دارد، بلکه گاه از دو قطب مخالف با پرونده برخورد می کنند.

2. در دفتر وکالت چه میگذرد؟
در دفتر وکالت ، حرفه وکلا یکسان است .آنان ابزار قانونی واحدی را هم در دست دارند، اما شیوه استفاده آنان از این آلات و ادوات مانند هم نیست.هر وکیل ، حسب هویت اعتقادی خویش، که تبعیت از آن لازمه نیک زیستی است، در شیوه برخورد با قانون به گزینش می پردازد و عملکرد ویژه ای را بر می گزیند.این در حال است که تمام وکلا در ظاهر از ضرورت اجرای قوانین واحدی سخن می گویند.

در دفتر وکالت ، وکیل، کاسب و هدف او تنها کسب مال نیست، هرچند از راه وکالت امرار معاش می کند او با حق سر و کار دارد که از جمله اسماء پروردگار است.حیثیت ویژه حرفه وکالت این شغل را در شمار حرف مقدسی قرار می دهد که تنها یک معوّض مادی در شأن آن نیست.

اعتقاد وکیل به حقانیت موکل، به عنوان لازمه شرافت حرفه وکالت، لازم نیست منطبق با موازین قانونی یا حتی مورد تایید عموم باشد، وچه بسا خلاف هر یک از آن دو باشد،این اعتقاد جنبه شخصی دارد و از دیدگاه ویژه وکیل بر نظام ارزشی و باور وی نسبت به مفهوم عدالت و خرد گرایی استوار است.

از بین وظایف مختلفی که یک وکیل در دفتر وکالت در مقابل موکل خود بر عهده دارد؛ بر فن دفاع از دعوا تمرکز شده است.زیرا این جنبه از حرفه وکالت است که، در میان انواع اموری که یک وکیل انجام می دهد ، فنون و ظرائف خاص و گسترده ای را طلب می کند و تبادر اولیه کلمه وکیل را در ذهن ایجاد می نماید. اداره دعوا یک تخصص چند بعدی است که لازمه آن بهره بردن از توانایی های بی حد و حصر می باشد.

حقیقت از دید وکیل حقیقت به معنای مرسوم نیست، بلکه مدافعات هماهنگ در جهت تأمین مصلحت موکل است.

وکیل ، بنا به جایگاهی که حرفه او در بین مشاغل دارد، جز این نمی تواند به وقایع بنگرد.نگاه بدون تبعیض به وقایع ، و عرضه آنها بدون رعایت مصلحت موکل، خصوصیت حرفه ای او را زایل می کند، و مرزی برای تشخیص حد فاصل رسالت او از قاضی باقی نمی گذارد.لاجرم وکیل حقیقت را، نه بماهو حقیقت ، بلکه از دید مصلحت موکل، از نظر می گذراند و چنان وقایع را به هم می آمیزد که حق به جانب ترین چهره را از پرونده موکل تحت شرایط حاکم ارائه دهد، و از حقایق ناسازگار که آن چه را تخدیش می کند، پرهیز می نماید.

2.1. دفتر وکالت
موسسات حقوقی زیر مجموعه ی موسسات غیر تجاری می باشند. ماده یک آیین نامه اصلاحی ثبت تشکیلات و موسسات غیرتجاری،موسسه غیرتجاری را چنین تعریف نموده است:”مقصود از تشکیلات و موسسات غیر تجاری کلیه تشکیلات و موسساتی است که برای مقاصد غیر تجاری از قبیل امور علمی یا امور خیریه و امثال آن تشکیل می شود اعم از آنکه موسسین و تشکیل دهندگان قصد انتفاع داشته یا نداشته باشند”

نمونه درخواست حضانت فرزند

وکیل حضانت فرزند در تهران

حضانت فرزند و شرایط آن

کودک به عنوان بی دفاع ترین فرد یک اجتماع، به محیطی طبیعی و مناسب برای رشد و رفاه نیاز دارد. قرارگیری در این محیط که کنوانسیون حقوق کودک آن را خانواده نامیده است، حق طبیعی هر کودکی است. زیرا نه تنها پناه گاه امنی را برای وی فراهم می کند، بلکه رشد عقلی و شخصیتی وی در شرایط بهتری شکل می گیرد و وی را با احساسی به نام احساس خوشبختی مواجه می کند. بر این مبنا در قوانین ایران، به منظور از حمایت از نهاد خانواده، قوانین در مورد فرزند وضع شده است که از آنها با عنوان قوانین حضانت فرزند یاد می شود.

قانون حضانت

حضانت در لغت به معنی پرورش و مراقبت از طفل است. در مواد ۴۷-۴۰ قانون جدید حمایت از خانواده و ۱۱۷۹-۱۱۶۸ قانون مدنی به صراحت درباره نگهداری و پرورش طفل صحبت شده است. البته لازم به ذکر است که حضانت بیشتر به پرورش جسمانی کودک تعلق می گیرد و برخی محدودیت های حضانت شامل موارد تربیت و پرورش اخلاقی وی نمی شود.

بنا بر قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران، سن بلوغ، عامل محدودیت سنی حضانت طفل است. به طوریکه حضانت فرزند قبل از طلاق والدین به عهده هر دو والدین است مگر آنکه یکی از آنها از حضانت سر باز زند یا فوت کند و سن حضانت فرزندان در دختران سن ۹ سال و برای فرزند پسر سن ۱۵ سال را در بر می گیرد. این بدین معنی است که والدین یا هر شخصی که حضانت فرزند به وی واگذار شده است، تا قبل از این سن حق ترک مسئولیت های خود در قبال طفل را ندارد. حضانت طفل به طور معمول بر عهده والدین است، مگر در شرایطی که قانون یکی یا هر دو نفر والدین را واجد شرایط حضانت طفل نداند.

پس از بیان مقدمه ای از معنی و مفهوم حضانت و آشنایی نسبی با امر حضانت در زیر ۲ نمونه دادخواست متفاوت برای انجام دعوای حضانت نگاشته شده که در دادخواست اول فرض موردی بیان شده که مادر یا پددر خواهان ملاقات با فرزند خود می باشد اما دیگری از این امر خودداری می نماید اما در دادخواست دوم بع بیان مردی پرداخته ایم که مادر دیگر قادر به نگهداری از فرزند نمی باشد و می خواد که فرزند خود تحت سرپرستی پدر خویش نگهداری شود.

البته با توجه به اینکه دعاوی مربوط به حضانت دارای جنبه تخصصی و از لحاظ قانونی دارای پیچ و خم قانونی فراوان می باشد توصیه می گردد به این دادخواست ها بسنده نشود و قبل از طرح مسائل حقوقی خود با یک وکیل متخصص در این حوزه مشورت نمایید.

 

 

برگ دادخواست به دادگاه خانواده

مشخصات طرفین نام نام خانوادگى نام پدر شغل محل اقامت

شهر – خیابان -کوچه –  شماره –پلاک

خواهان
خوانده
وکیل
تعیین خواسته وبهای آن تحویل فرزند به اینجانب و صدور حکم حضانت طفل به انضمام کلیه خسارات قانونی.
دلایل ومنضمات دادخواست کپی مصدق :۱-عقد نامه، ۲- طلاقنامه، ۳- شناسنامه خواهان و فرزند، “۴- مدرک مورد نیاز دیگر”
 ریاست محترم دادگاه خانواده

با سلام

به موجب سند رسمی ازدواج شماره      دفترخانه “شماره ونام شهرستان” با آقای خوانده دعوی ازدواج نموده و در طول مدت      سال زندگی مشترک صاحب تعداد     فرزند به نامهای و  ( ساله و     ساله) شده ایم اکنون که به علت (وجود اختلافات شدید و عدم تفاهم جداگانه زندگی می کنیم با بعلت وقوع طلاق جداگانه زندگی می کنیم) حال آنکه با توجه به اصلاحیه مورخ ۸/۹/۸۲ ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام دایر بر حضانت تا ۷ سالگی فرزندان با مادر و اینکه خوانده حاضر نیست فرزندان را جهت حضانت به اینجانبه تحویل دهد فلذا به استناد قانون فوق الذکر صدور حکم بر تحویل فرزند یا فرزندان و حضانت آنان به انضمام کلیه خسارات قانونی و هزینه دادرسی در حق اینجانب/اینجانبه مورد استدعاست.

باتشکر

مراحل گرفتن حضانت فرزند , وکیل حضانت در تهران

وکیل حضانت فرزند در تهران

حضانت به موجب انحلال نکاح یا طلاق :

بعد ازاینکه انحلال نکاح یا جدایی والدین صورت گرفت حضانت کودک تا هفت سالگی با مادر و پس از آن با پدر خواهد بود مگر اینکه دادگاه مصلحت طفل را به گونه ای دیگر صلاح بداند طبق ماده ۴۳ قانون حمایت از خانواده فرزندانی که پدرشان فوت کرده اند حضانتشان با مادر است مگر اینکه دادگاه به درخواست ولی قهری یا دادستان دادن حضانترابه مادر مصلحت فرزند نداند ، ازدواج مجدد مادر حق حضانت را به نفع پدر صادر می کند و حضانت مادر را ساقط می کند ولی اگر پدر فوت شده باشد این حق از مادر ساقط نمی شود .

در صورت فوت والدین ( پدر و مادر ) حق حضانت وسرپرستی با جد پدری و بعد از آن با سایر خویشاوندان طفل می باشد .

 

مواردی که حضانت ساقط می شود :

۱_ اعتیاد زیان آور به الکل ، مواد مخدر و قمار

۲ _ مشهور به فساد اخلاق و فحشاء باشد

۳ _ ابتلا به بیماری های روانی با تشخیص پزشکی قانونی

۴ _ سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی نظیر فساد و فحشاء ، تکدی گری ،قاچاق

۵ _ تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف

 

حضانت فرزند در قانون

مواد قانونی مربوط به حضانت مواد ۱۱۶۸ الی ۱۱۷۹ قانون مدنی می باشد . در زمانی که پدر و مادر زندگی مشترک دارند نگهداری و تربیت فرزند از جمله تکلیف و حق هر دوی آنهاست ولی زمانی که پدر و مادر از یکدیگر جدا زندگی می کنند فرزند تا سن هفت سالگی حضانتش با مادر است و بعد از آن با پدر.

در صورتی که بعد از هفت سالگی پدر و مادر نسبت به حضانت فرزند به اختلاف بربخورندبا توجه به مصلحت کودک حضانت فرزند به تشخیص دادگاه خواهد بود.

 

دادگاه صالح و شرایط رسیدگی :

حضانت و ملاقات فرزندان در صلاحیت دادگاه خانواده است. دادگاه در وهله ی اول باید گواهی عدمامکان سازش را بررسی کند و بعد از آن با توجه به وضعیت مالی و اخلاقی زوجین و همچنین مصلحت فرزند حضانت فرزند را تعیین کند.

 

ضمانت اجرای حکم حضانت :

ماده ۶۲۳ قانون مجازات اسلامی :
اگر کسی از دادن اطفالی که به او سپرده شده است در موقع مطالبه اشخاص که قانونا حق مطالبه ندارند خودداری کند مجازات آن حبس از سه ماه تا شش ماه یا جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا سه میلیون ریال محکوم میشود.

ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده مصوب ۹۱ :
هرگاه کسی که مسئول حضانت است تکالیفی که به عهده اوست را انجام ندهد یا نسبت به ملاقات فرزند با اشخاص صاحب حق خودداری کند در مرتبه اول مجازات آن پرداخت جزای نقدی درجه هشت و در صورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می شود.

ماده ۱۱۷۲ قانون مدنی :
هیچ یک از والدین در مدتی که حضانت بر عهده اوست حق ندارند نسبت به نگهداری او خودداری کنند در صورت امتناع یکی از والدین قانونگذار به درخواست قیم یا یکی از خویشاوندان یا به درخواست دادستان حضانت را نسبت به هر یک از والدین که بر عهده اوست الزام می کند .

طبق ماده ۴۰ قانون حمایت از خانواده :
هر کس نسبت به اجرای حکم دادگاه مربوط به حضانت طفل مانع شود یا از پس دادن طفل خودداری کند با توجه به درخواست ذی نفع (صاحب حق) و به دستور دادگاه صادر کننده رای نخستین تا زمانی که حکم اجرا شود بازداشت می شود.

حضانت چیست ؟در چه صورتی حضانت از بین می رود ؟حضانت فرزند در چه صورتی با مادر است ؟مرجع صالح برای حضانت فرزند چه دادگاهی است ؟در صورتی که صاحب حق نسبت به حضانت امتناع کند تکلیف فرزند چه می شود ؟مجازات کسی که نسبت به حکم دادگاه مربوط به حضانت سرپیچی کند چیست ؟آیا ازدواج مجدد مادر موجب از بین رفتن حق حضانت می شود ؟اگر والدین هر دو فوت کرده باشند حضانت فرزند با چه کسی است ؟منابع :قانون حمایت خانواده قانون مدنی شیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی خانواده