وکیل ابطال وصیت نامه

ابطال وصیت نامه

نوشته پیش رو توسط وکیل پایه یک دادگستری درخصوص نحوه ابطال وصیت نامه و موارد ابطال وصیت نامه و تنفیذ وصیت نامه برای آشنایی شما عزیزان تنظیم گردیده است. وصیت نامه، به تصرفات متوفی در اموال خود و یا انجام اعمالی از زمان بعد از فوت وی گفته می‌شود، که برای ترتیب اثر دادن به وصیت نامه قواعد و اصول کلی دارد که موصی ملزم به رعایت آن می باشد که درصورت عدم رعایت شرایط صحت ماهوی و شکلی موجب ابطال وصیتنامه خواهد بود.

یکی از مهمترین شرط برای دعوی ابطال وصیتنامه، استناد به مصادیق و دلایل آن می باشد که می تواند توسط ذینفع در حالات مختلف ایراد گردد. یکی از شرایط اثبات ابطال وصیت نامه، استناد به قواعد ماهوی و قانونی است که متوفی در زمان تنظیم وصیت نامه آن را رعایت نکرده و یا به ضرر حقوق سایرین بوده است و گاه موجب ابطال وصیتنامه، عدم صحت اصالت محتویات و مندرجات آن و عدم رعایت نگارش قانونی و تنظیم شکلی آن می باشد.

در وصیت نامه اصل بر این می باشد که وصیت نامه صحیح و نافذ می باشد، مگر آنکه خلاف آن ثابت شود دلیل این امر نظر به قاعده صحت می باشد. بنابراین اصل بر این است که وصیت نامه نافذ است، مگر آنکه ادعای خلاف آن شود که آن ادعا هم باید اثبات شود.

موارد ابطال وصیت نامه

۱ – ابطال وصیتنامه به دلیل عدم اهلیت متوفی، وصیت نامه یک عمل حقوقی است که در صورت اهلیت و قصد و رضای طرفین منشا اثر می‌گردد و ضروری است که متوفی در هنگام انشای وصیت نامه، اهلیت داشته باشد و جزو محجورین نباشد. و در صورت احراز محجوریت متوفی در زمان انشای وصیت از موجبات ابطال وصیت نامه می‌باشد.

۲ – ابطال وصیت نامه به دلیل محروم کردن یکی از وراث از ارث، متوفی ممکن است که درضمن وصیت نامه خود بیان دارد که برخی از وراث از حق ارث محروم شود چنین وصیتی باطل خواهد بود.

۳ – وصیت نامه‌ی متوفی که اقدام به خودکشی کرده است، از موجبات ابطال وصیتنامه خواهد بود.

۴ – وصیت به مال غیر یا اموال عمومی یا اموال موقوفه

۵ – وجود ادله‌ ای مبنی بر رجوع و انصراف متوفی از وصیتی که تنظیم کرده است.

۶ – وصیت بر جهت و مقاصد نامشروع زمانی که متوفی به جهت کار نامشروعی، مال خود را برای شخصی یا مجموعه ای وصیت کند.

۷ – مدرکی که ثابت نماید که متوفی از وصیت اول رجوع کرده است. چنانچه متوفی دو وصیت نامه داشته باشد که این دو وصیت نامه با یکدیگر مغایر باشند موجب بطلان هر دو وصیتنامه می‌شود.

revocation-will

روند رسیدگی به دعوی ابطال وصیت نامه

در صورتی که وراث، خواهان ابطال وصیتنامه باشند، باید در دادخواست خود دلایل و موجبات ابطال وصیتنامه را قید نمایند و نسبت به ابطال وصیتنامه، اقدام و دادخواستی را با عنوان ابطال وصیت نامه در دفاتر خدمات قضایی تنظیم نماید.

بعد از تقدیم دادخواست ابطال وصیتنامه، و تعیین وقت رسیدگی و تشکیل دادگاه افرادی که خواهان ابطال وصیتنامه باشند، باید دلایل و مدارک خود را اعم از عدم رعایت اصول شکلی یا عدم رعایت اصول و قواعد حقوقی به دادگاه تقدیم نماید. سپس دادگاه پس از بررسی های لازم تصمیم گیری کرده و درصورت اثبات نظر خواهان رأی ابطال وصیتنامه را صادر می نماید.

تنفیذ وصیت نامه

در اصل هر شخصی می‌تواند آزادانه در اموال خود هر گونه تصرف کند و اموال خود را به هر شخصی که می خواهد منتقل کند ولی این اختیار به حکم قانون در مورد شخص در وصیت، شامل حال او نمی‌شود و نمی‌تواند بیش از مقدار تعیین شده در قانون در مال خود تصرف نماید، زیرا بر اساس قاعده ی لاضرر که بر اصل مالکیت حاکم است افراد نمی‌توانند در اموال خود تصرفی نمایند که موجب ایجاد ضرر به غیر گردد.

وصیت کننده درهنگام تنظیم وصیت، نمی تواند بیش از یک سوم اموال خود را وصیت کند و در صورتی که اقدام به وصیت بیش از یک سوم اموال خود نماید در اصطلاح حقوقی وصیت نامه نسبت به مازاد وصیت شده غیر نافذ و نامعتبر خواهد بود و بعد از فوت موصی دارای اثر حقوقی نخواهد بود.

وصیت ثلث یا همان یک سوم اموال، از طرف مالک برای بعد از فوت خود صحیح بوده و نسبت به مازاد بر آن در صورتی مورد قبول است که ورثه آن زیاده را تنفیذ و تایید کنند؛ به طور کلی ملاک این یک سوم، اموال در زمان وفات وصیت‌ کننده بوده و نه اموال در زمان حیات و تنظیم وصیت و البته ملاک، تمامی دارایی و اموال متوفی اعم از منقول و غیرمنقول و حتی منافعی است که متعلق به مرحوم می‌شود.

چنانچه بعضی از اشخاص ذی‌نفع، مفاد وصیت ‌نامه را تایید و بعضی تایید نکنند، صرفا در حق کسانی که وصیت‌ نامه را تایید کرده و به صحت ان اقرار دارند، قابل تنفیذ خواهد بود. برابر ماده 291 قانون امور حسبی و رای وحدت رویه دیوان عالی کشور، وصیت‌نامه عادی در صورتی قابلیت تایید و تنفیذ از ناحیه محکمه را دارد که از ناحیه اشخاص ذی‌نفع به صحت آن اقرار شود، در غیر این صورت حتی اگر ادله اثباتی دیگری برای صحت وصیت‌نامه عادی وجود داشته باشد، محکمه حق تایید و تنفیذ وصیت‌نامه را نخواهد داشت.

اعتبار وصیت نامه رسمی

وصیت نامه رسمی به دلیل اینکه ثبت آن در دفاتر اسناد رسمی انجام می شود، اعتبار خاصی دارد و وصیت نامه ی رسمی را به راحتی و بدون نیاز به دادگاه می توان وصیت را اجرا کرد و همه محتویات وصیت نامه از لحاظ قانونی و رسمی اعتبار خود را به صورت کامل دارد و نمی توان آن را غیر قانونی دانست و تنها در صورت ادعای جعل می توان به اعتبار وصیت نامه شک کرد.

معمولا وصیت نامه های رسمی چون کاملا به صورت قانونی انجام می شود و توسط افراد دارای شرایط و آگاه به موارد وارث و موصی انجام می شود در ارتباط با ابطال آن دلایل کمی وجود دارد یعنی تردید و انکار نسبت به آن قابل قبول نیست، مگر این‌ که نسبت به آن ادعای جعل شود.

ابطال وصیت نامه از لحاظ شکلی

در وصیت نامه باید اصول شکل خاصی در هنگام نوشتن آن رعایت شود و اگر این موارد رعایت نشود می توان وصیت را باطل در نظر گرفت، از جمله اینکه اگر وصیتی به صورت سری نوشته شود و بعدا مشخص شود که فرد وصیت کننده سواد ندارد، می توان ابطال وصیتنامه را اعلام کرد، اگر وصیت نامه مشخص شود که امضا و یا مهر متوفی روی این وصیت نامه است با اصل خود آن تطبیق ندارد می توان ثابت کرد که وصیت نامه باطل است

وصیت زاید بر ثلث چیست؟

بر اساس قانون مدنی ، وصیت زاید بر ثلث ، غیر نافذ است ؛ یعنی ورثه متوفی ، می توانند مقدار وصیتی که بیشتر از یک سوم ترکه است را قبول کرده و به آن عمل کنند ، یا آن را نپذیرفته و رد کنند ؛ اما در هر حال ، عمل کردن به وصیت تا یک سوم ، واجب و الزامی است . لذا از جمله آثار وصیت مازاد بر یک سوم ، آن است که وصیت ، غیر نافذ بوده و هر کدام از ورثه که بخواهند به آن عمل کنند ، صرفا از سهم الارث خودشان ، کسر می شود .

وصیت بیش از ثلث ترکه

حتما شما هم تا به حال شنیده اید که بسیاری از مردم این سوال را مطرح می کنند که آیا می شود همه اموالم را برای فرزندم وصیت کنم؟ آیا می شود وصیت کنم که فرزندم از ارث محروم باشد؟ و سوالاتی از این قبیل که پاسخ به آن‌ها منوط به این است تا ببینیم به لحاظ حقوقی، چه میزان از اموال را می شود وصیت کرد؟

در این نوشتار قصد داریم ضمن پاسخگویی به این سوالات مشخص کنیم که وصیت بیش از ثلث اموال چیست و چگونه قابل اجرا می باشد.

وصیت در دین اسلام یک عمل مستحب است که مورد تأکید فراوان قرار گرفته است.

حتی روایاتی هم در توصیه این عمل وجود داشته از جمله اینکه در روایتی از امام علی(ع) نقل شده است که فرمود: خداوند ثلث اموال شما را در پایان عمرتان مایه زیادت اعمال شما به شما عطا کرده یا روایت دیگری از رسول خدا (ص) که می فرماید:

شایسته فرد مسلمان نیست که دو شب را به روز آورد و صاحب مالی باشد و بخواهد به آن وصیت کند، مگر اینکه وصیت او به طور مکتوب زیر سرش باشد.

بنابراین وصیت از جمله اعمال حقوقی است که به دلیل اهمیت آن در زندگی اجتماعی اشخاص در فقه و حقوق مدنی نیز از جایگاه خاصی برخوردار است. و همواره مورد تأکید فراوان قرار گرفته است. اما علی رغم این تأکید ها برای وصیت محدودیت‌ها و قیودی نیز در نظر گرفته شده است.

وصیت چیست؟

وصیت آن است که انسان سفارش کند بعد از مرگش برای او کاری انجام دهند،یا بگوید بعد از مرگش چیزی از اموال او برای کسی باشد.

بر همین مبناست که در حقوق ما وصیت را به دو دسته تملیکی و عهدی تقسیم می‌کنند .

وصیت تملیکی

وصیت تملیکی آن است که کسی وصیت کند چیزی از اموالش ،یا حقوق شرعی وی برای کسی باشد.

به کسی که وصیت می‌کند موصی و به کسی که به نفع او وصیت شده موصی له و آن چیزی که نسبت به آن وصیت شده موصی به گفته می‌شود .

مثل اینکه کسی، وصیت کند پس از مرگم پنج میلیون تومان از اموالم را به پسرعمویم بدهید.

وصیت عهدی

وصیت عهدی وصیتی است که شخص در آن می خواهد، کارهایی برایش انجام شود. مثل امور کفن و دفن یا به جا آوردن حج، یا نماز و روزه برای او.

در این نوع وصیت تملیک زمانی به وجود می‌آید که شخصی که وصیت برای او شده است یا شخصی که باید آن فعل را انجام دهد، وصیت را قبول کند.

در وصیت عهدی موصی، موصی به و وصی داریم یعنی در این وصیت موصی له وجود ندارد و به جای آن از اصطلاح وصی استفاده می شود.

وصیت نامه شفاهی یا لفظی

بر اساس دین اسلام ، وصیت کردن عملی پسندیده و مستحب محسوب می شود و توصیه فراوانی به وصیت کردن توسط افراد و همچنین اجرای وصیت متوفی شده است ؛ اما گاهی علی رغم اینکه شخص متوفی به طور شفاهی یا زبانی برای ورثه خود یا نزد دیگران وصیت به انجام کار یا وصیت به بخشش مالی نموده است ، ورثه از انجام مورد وصیت خودداری کرده و به دلیل شفاهی بودن یا زبانی بودن وصیت از پذیرش آن خودداری می کنند Continue reading “وصیت نامه شفاهی یا لفظی”

شیوه‌های تنظیم و جهات صحت وصیت چگونه است؟

شرایط و شیوه تنظیم وصیت

بدون تردید کمتر کسى است که تابه‌حال با واژه وصیت برخورد نکرده باشد.وصیت از جمله اعمال حقوقى است که هر فردى ممکن است نیازمند آن باشد چه بسا دیده شده است که اشخاص نمی‌توانند دیون و طلب‌هاى خویش را در زمان حیات خود پرداخت یا مطالبه کنند همچنین ممکن است افراد در زمان حیات خود، به انجام کارى تمایل داشته‌اند یا قسمتى از آن را انجام داده و قسمتى دیگر را ناتمام گذاشته‌اند، اما اجل، مجال اتمام یا انجام آن کار را ممکن نساخته است.
به جهت اهمیت وصیت در زندگى اجتماعى افراد، این مبحث در فقه اسلامى و حقوق مدنى از اهمیت فراوانی برخوردار بوده و همواره مبحث وصیت مورد توجه حقوقدانان و فقهاى اسلامى قرار داشته است.

Continue reading “شیوه‌های تنظیم و جهات صحت وصیت چگونه است؟”

وکیل وصیت تملیکی و عهدی در تهران

وصیت تملیکی و عهدی و تفاوت های آن ها

وصیت در لغت به چه معناست؟

وصیت تملیکی و عهدی : از لحاظ لغتی نظرات مختلفی درباره ریشه کلمه «وصیت» وجود دارد. برخی از این نظریه‌ها معتقد هستند که این کلمه ثلاثی‌مجرد است و افرادی دیگر اعتقاد دارند که این کلمه بصورت ثلاثی مزیدفیه است که در در باب‌های افعال و تفعیل است وعده ای اعتقاد دارند که این کلمه مصدر و اسم ‌مصدراست. حتی این اختلاف نظر به منابع فقهی نیز رسیده است. برخی از کسانی که دستی در کار دارند هم در این م.ض.ع شک و به دنبال آن برخی از فقها مانند شهید ثانی در شرح لمعه و صاحب ریاض و سید محمدکاظم یزدی در کتاب عروه الوثقی همچنان به این موضوع شک و تردید دارند. Continue reading “وکیل وصیت تملیکی و عهدی در تهران”

وکیل اثبات حق

اثبات ادعا چگونه است ؟

وقتی کسی علیه دیگری در دادسرای کیفری شکایت می کند یا به دادگاه عمومی دادخواست حقوقی می دهد. در بیان حقوقی دعوایی اقامه کرده است.

به  طرح کننده شکایت در دادسرا و دادگاه مدعی می گویند که وظیفه اثبات ادعایش نزد قاضی بر عهده خود اوست. البته مدعی نمی تواند از هر دلیلی برای اثبات ادعا استفاده کند و تنها دلایل و مدارکی که در قانون مشخص شده اند مورد قبول دادگاه هستند .

بنابراین ملاحظه می‌شود که نه تنها خواهان یا مدعی باید با استناد به دلیل ادعای خود را ثابت کنند، بلکه خوانده یا مدعی‌علیه نیز در مقام دفاع از خویش باید از ادله‌ای که دادگاه آن را تایید می‌کند، استفاده کنند.

تحت همین عنوان رسیدگی به دلایل در قانون آیین دادرسی مدنی در ابتدا از اقرار و سپس از اسناد و بعد از آن از گواهی و امارات و بلاخره از سوگند یاد کرده است.

مطابق آیین دادرسی مراجع دادگستری هر کس ادعایی می کند باید آن را ثابت کند. روش و دلایلی که می توان با آن ادعایی را ثابت کرد در دعاوی کیفری و حقوقی تا حدی متفاوت است. به همین دلیل هنگامی که قصد اثبات ادعا را داریم باید به نوع دعوا برای ارائه دلیل دقت کنیم.

ادله اثبات دعوی در امور حقوقی

دعاوی حقوقی دعاوی هستند که در دادگاه عمومی مطرح می شوند و بیشتر مربوط به مسائل خسارت و جبران آن است. در واقع در دعوای حقوقی به جرایم و مجازات ها رسیدگی نمی شود. بنابراین طبق قانون آیین دادرسی مدنی  برای اثبات دعوی در دادگاههای حقوقی ۵ اتلیه در نظر گرفته شده است.

  1. اقرار :

    اقرار یعنی شخصی موضوعی را که به نفع دیگری و به ضرر خودش باشد را بیان می‌کند که در اقرار طرف دیگر نیاز به اثبات و ارائه دلیل و مدرک دیگری ندارد.

    اقرار ممکن است کتبی باشد. در ذیل دادخواست، یا لایحه یا اسنادی که به دادگاه ارائه می شود به عمل آید ممکن است شفاهی باشد. در مذاکره در دادگاه به عمل آید.

  2. سند :

    سند از جمله مهمترین دلیل برای اثبات ادعا در دعوای حقوقی سند می باشد. سند دلیلی از پیش فراهم آمده است. هر نوشته ای است که قابل استناد باشد و دادگاه آن را به عنوان دلیلی برای اثبات ادعا بپذیرد.

     

    سند رسمی ، سند عادی

    در دعاوی حقوقی هم سند رسمی می‌تواند دعوا را اثبات نماید و هم سند عادی

    طبق ماده ١٢٨٧ قانون مدنی سند رسمی سندی است. که در اداره ثبت اسناد و املاک یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر ماموران رسمی در حدود صلاحیت آنها تنظیم شده باشد در غیر این صورت سند عادی تلقی میشود.

  3. شهادت :

    اگر به دو روش اقرار و ارائه سند نتوان ادعا را ثابت کرد ، می توان از شاهدان خواست تا شهادت بدهند.

    شاهد شخصی است که درباره موضوع مورد دعوی است ، مستقیم یا غیر مستقیم چیزی دیده یا شنیده باشد، درواقع شاهد موضوع مورد دعوی باشد.  گواهی گواهان با سوگند صورت میگیرد.

    طبق ماذه ٢٣٠ قانون آیین دادرسی مدنی  دعاوی از جمله طلاق و اقسام آن و دعاوی غیر مالی مانند بلوغ ، وکالت  وصیت و…. گواهی دو مرد.

    در دعاوی مالی  مانند معاملات، دین، ثمن مبیع و .… گواهی دو مرد یا یک مرد و دو زن لازم است.

    اظهارات گواهان باید عینا در صورت‌مجلس قید شود و تشخیص ارزش و تاثیر گواهی با دادگاه است.

    هر یک از اصحاب دعوا می توانند گواهان طرف مقابل خود را با ذکر علت جرح نمایند به این معنا که نسبت به شاهد و شرایط و صلاحیت وی ایراد نمایند.

  4. امارات قضایی :

    الف) معاینه محل و تحقیق محلی: در صورتی که یکی از دو طرف دعوا به اطلاعات اهل محل استناد کند. حتی اگر نامی از از اهالی محل که اطلاعات مورد نظر را دارند نبرد. دادگاه دستور تحقیق محلی صادر می کند تا بازید از محل و تحقیقات محلی صورت بگیرد.

    اطلاعات حاصل از تحقیق و معاینه محل از امارات قضایی میباشد که موجب علم یا اطمینان قاضی دادگاه یا موثر در آن باشد.

    اگر قرار معاینه محل و تحقیق محلی به درخواست یکی از اصحاب دعوی باشد عدم آماده سازی وسیله اجرای قرار معاینه محل یا تحقیق محلی توسط شخصی که متقاضی این قرار میباشد موجب خروج از عداد دلایل وی میشود. و اگر این قرار به دستور دادگاه باشد و دادگاه اجرای قرار را لازم بداند تهیه وسایل اجرا از وظایف خواهان در مرحله بدوی و تجدیدنظرخواه در مرحله تجدیدنظرخواهی میباشد.

    در صورتی عدم تهیه وسایل اگر دادگاه نتواند بدونه اجرای قرار معاینه محل و تحقیق محلی و نتیجه ای که از آن حاصل می شود. رای صادر نماید در مرحله بدوی دادخواست ابطال می شود. و در مرحله تجدیدنظر تجدیدنظرخواهی متوقف میشود اما مانع اجرای رای بدوی نمیگردد.

     

    ب) دادگاه میتواند راسا یا به درخواست هریک از اصحاب دعوا قرار ارجاع به امر کارشناسی را صادر نماید.

    هرگاه موضوع دعوی جنبه فنی و تخصصی داشته باشد موضوع به کارشناسی ارجاع میشود البته دادگاه مکلف به پیروی از نظر کارشناس نمیباشد.

    در صورتی که ارجاع به امر کارشناسی به درخواست اصحاب دعوی باشد پرداخت هزینه کارشناس برعهده شخص متقاضی میباشد و در صورتی که قرار کارشناسی به نظر دادگاه باشد و دادگاه نتواند بدون انجام کارشناسی انشاء رای نماید. پرداخت هزینه کارشناس در مرحله بدوی برعهده خواهان دعوی و در مرحله تجدیدنظر بر عهده تجدیدنظرخواه میباشد.

    برای اجرای امر به کارشناسی دادگاه با رعایت کمیت و کیفیت کار هزینه کارشناسی تعیین خواهد کرد و در صورتی که بعد از اظهار نظر کارشناس معلوم شد که حق الزحمه تعیینی مناسب نبوده است. دادگاه مقدار آن به طور قطعی تعیین و دستور وصول آن را میدهد.

    در صورتی که دادگاه نتواند بدون نظر کارشناس رای صادر نماید، و هزینه کارشناسی پرداخت نشود ، در مرحله بدوی دادخواست ابطال خواهد شد و در مرحله تجدیدنظر تجدیدنظرخواهی متوقف ولی مانع اجرای رای بدوی نمیشود.

    بعد از آنکه کارشناس نظر خود را اعلام و به دادگاه تقدیم نمود. به اصحاب دعوی ابلاغ میشود تا ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ به دفتر دادگاه مرجعه کنند و نظر کارشناس را ملاحظه نمایند و طرفین حق دارند به نظر کارشناسی اعتراض کنند.

عدم اشتغال به تحصیل زوجه

 

در صورت اعتراض به نظر کارشناس و قابل قبول بودن اعتراض ، موضوع دعوی دوباره به کارشناسی ارجاع خواهد شد و اینبار هیئت سه نفره کارشناسی اظهار نظر خواهند نمود و در صورتی ایراد به نظر هیئت سه نفره و قبول اعتراض ، هیئت پنج نفره کارشناسی تعیین خواهد شد.

  1. سوگند  :

    قسم یا سوگند کم کاربرد ترین دلیل برای اثبات دعوی است و بیشتر به منظور پایان دادن به اختلاف از آن استفاده می شود. در واقع هر زمان که مدعی دلایل کافی برای اثبات ادعای خود نداشته باشد و طرف مقابل هم ادعای مدعی را رد کند. مدعی می تواند از طرف مقابل بخواهد که سوگند بخورد که حقیقت را می گوید.

    مطابق ماده ٢٧٠ قانون آیین دادرسی مدنی در صورتی که صدور حکم دادگاه منوط به سوگند شرعی باشد. دادگاه به درخواست متقاضی قرار اتیان سوگند صادر خواهد کرد.

    الف) سوگند بتی: سوگند بتی زمانی مورد تمسک قرار می گیرد ، که هیچ دلیلی برای اثبات ادعا وجود ندارد. این سوگند توسط خواهان درخواست می شود، سوگند بتی هم می تواند دعوای مالی را ثابت کند و هم دعوای غیر مالی.

    ب) سوگند تکمیلی: سوگند تکمیلی زمانی مورد تمسک است که بینه ناقص باشد مانند آنکه در دعوای مالی در صورتی که گواه یک نفر مرد باشد میتواند با سوگند ادعا را ثابت کرد.

    بنابراین تنها در دعوای مالی از سوگند تکمیلی استفاده میشود.

    ج) سوگند استظهاری: این سوگند زمانی مورد تمسک است که متعهد فوت کرده و دعوا علیه ورثه وی مطرح گردیده و مدعی برای اثبات ادعای خویش علاوه بر دلایل ابرازی خویش لازم است از سوگند نیز استفاده میکند، که هم در دعوای مالی مورد استفاده است هم در دعوای غیر مالی

    در صورت امتناع خواهان از سوگند دعوای وی رد خواهد شد حق وی ساقط میشود.

    هیچ سوگندی قابل توکیل نمیباشد ولی قبول یا ردسوگند قابل توکیل است.

ادله اثبات دعوی در امور کیفری

منظور از دعاوی کیفری  دعاوی ای است که در نتیجه وقوع یک جرم در دادسرا مطرح می شوند و شاکی خواستار مجازات مجرم است. برای اثبات جرم در دعاوی کیفری به 4 دلیل می توان استناد کرد :

  1. اقرار :اقرار در امور کیفری این گونه است که شخص ارتکاب جرم از طرف خودش را اعلام می کند .

 

شهادت :

شهادت در امور کیفری به این معنی است که کسی غیر از دو طرف دعوی رخ دادن یا ندادن جرم توسط متهم یا هر موضوع دیگر مرتبط با جرم را در دادگاه بیان کند.

  1. قسم :قسم در امور کیفری به معنای این است که کسی که قسم می خورد خدا را گواه می گیرد که حقیقت را می گوید. البته ادای قسم در دعاوی کیفری شرایطی دارد که باید رعایت شود.
  2. علم قاضی :علم قاضی یعنی اینکه قاضی بر اساس یک سری مستندات درباره دعوا مطرح شده یقین پیدا می کند و می تواند براساس آنها حکم دهد . از جمله مواردی که باعث علم قاضی می شود نظر کارشناس ، تحقیقات محلی ، اظهارات مطلع و گزارش ضابطان دادگستری مانند پلیس و نیروهای بسیج است . یعنی اطلاعات حاصل از این موارد مانند گزارش بسیج یا نیروهای پلیس علم قاضی محسوب می شود و قاضی می تواند بر اساس آن حکم دهد .

خرید ملک ورثه ای

ملک موروثی ملک مشاعی بوده که بعد از فوت متوفی به وراثش به عنوان سهم الارث انتقال می یابد و تازمانی که تقسیم نامه برای تعیین تکلیف راجع به سهم هر یک از ورثه صورت نپذیرد کلیه وراث در ملک مذکور شریک بوده و اگر قرار است معامله صورت بپذیرد کلیه وراث باید راجع به آن به توافق نظر برسند و به معامله صورت گرفته رضایت داده باشند در غیر این صورت معامله در قالب معامله فضولی بوده و زمانی نافذ می گردد که کلیه وراث به معامله صورت گرفته رضایت بدهند

پس در هنگام خرید ملک ورثه ای حتما به نکات ذیل دقت کنید:

احراز مالکیت

ابتدا باید راجع به مالکیت ملک مذکور اطمینان خاطر حاصل کنید. گفتیم که ملک مذکور ملکی بوده که مالکیت آن متعلق به مالکی بوده که هم اکنون فوت کرده و ملک مذکور به وراثش منتقل شده است لذا اگر مالکیت ملک پس از استعلام به نام متوفی نبوده ، ملک مورد نظر ملک ورثه ای نبوده و مالک شخصی است که نام او در دفتر خانه ثبت اسناد به عنوان مالک ثبت گردیده شده است . لذا در اینجا برای تعیین تکلیف لازم است از فروشنده ای که ادعا دارد از وراث متوفی یا ذی النفعی بوده که ملک موروثی به او منتقل شده بوده بخواهید که انحصار وراثت متوفی را ارائه بدهد تا وراث متوفی مشخص گردد.

 

بررسی وصیت نامه متوفی

ممکن است سوال شود که بررسی وصیت نامه چرا نیاز به بررسی دارد ؟

اهمیت این موضوع به این دلیل است که ممکن است متوفی طبق وصیت نامه صورت گرفته یک سوم از اموالش را به شخص دیگری به غیر از وراثش منتقل  یا وقف کرده باشد

و یا

در بین وراث، ورثه ای صغیر بوده که به دلیل نداشتن اهلیت قانونی به منظور جلوگیری از تضییع شدن حقوقش نسبت به مالی که طبق وصیت نامه به نفعش وصیت شده باشد ولی یا قیمی تعیین شود تا رعایت مصلحت طفل را بنماید لذا ممکن است سایر وراث بدون در نظر گرفتن حقوق طفل و اذن او به دلیل نداشتن اهلیت قانونی و عدم قوه تشخیص و تمیز در تشخیص معامله، ملک مذکور را به فروش برسانند و از آنجایی که ملک یا خانه از اموال غیر منقول بوده الزامی است در صورت تصمیم بر فروش مال صغیر، ولی یا قیم او از دادستان کسب اجازه نمایند و در صورت موافقت دادستان سهم صغیر را به فروش برسانند.

 

بررسی وکالت نامه

فروش ملک ورثه ای منوط به آن بوده که کلیه وراث نسبت به فروش ملک مذکور اذن داده و نسبت به آن اعلام رضایت کرده باشند در غیر این صورت معامله صورت گرفته نافذ نیست اما ممکن است فروشنده ادعا داشته باشد که از سایر وراث وکالت نامه رسمی داشته و راجع به خرید و فروش از ملک مذکور وکالت داشته و اختیار داشته که اعمال حقوقی انجام بدهد

 

بررسی مفاصاحساب و اظهارنامه مالیاتی

این اظهارنامه مالیاتی که از سوی اداره دارایی تنظیم شده بیانگر آن بوده که ملک مذکور متعلق به متوفی بوده و در فهرست اموال او بوده است

و سوال دیگری که ممکن است پیش بیاید این است که اگر یکی از وراث راضی به فروش ملک موروثی نباشد وضعیت معامله چگونه است ؟

در اینجا چنانچه پس از انجام اقدامات لازمی که لازمه انجام فروش ملک موروثی توسط وراث بود رعایت گردید ممکن است یکی از وراث اعلام رضایت نداشته باشد که در اینجا قانون گذار مجوز فروش ملک را به بقیه وراث داده است و مخالفت وی به تنفیذ معامله خللی وارد نکرده و چنانچه ورثه مذکور مخالف با فروش ملک موروثی بوده می بایست سهم الارث بقیه وراث را بپردازد و در غیر این صورت نمی تواند ممانعتی نسبت به فروش ملک داشته باشد.

 

نقش وکیل خانواده

امروزه بسیاری از خانواده ها برای کارهای قانونی خود اقدام به استخدام یک وکیل می کنند که به آن وکیل خانواده می گویند .

در واقع وکیل خانواده وکیلی است که به صورت مستمر و با گذشت سالیان در دادگاه خانواده رفت و آمد داشته و دعاوی مختلف خانوادگی را پشت سر گذاشته ، بر مسائل و امور خاص مرتبط با خانواده واقف بوده و امکان مشاوره تخصصی در امور خانواده را داشته باشد.

اما  آیا میدانید وکالت در دعاوی خانوادگی شامل چه مواردی بوده ؟ و نقش وکیل در دعاوی خانوادگی  چیست؟

وظایف وکیل خانواده چیست؟

به دلیل اشراف کامل وکلا به قانون، در دعاوی مختلفی که در دادگاه ها مطرح می شوند به کمک آن ها احتیاج داریم. وکلا با اشراف کامل به قانون کمک بزرگی به پیشبرد امور قضایی می کنند. سایر افراد که تخصص لازم را در این زمینه ندارند، اگر بدون مشورت و استفاده از کمک وکلا وارد عمل شوند ممکن است مدت زمان بیشتری درگیر حل یک پرونده باشند، یا حتی به دلیل عدم آگاهی کامل از قانون و حقوق خود، نتوانند تمامی حقوق خود را به دست بیاورند.

 هر کدام از وکلا، به دلیل تبحر خاص و سابقه ی بیشتری که در پرونده های موضوعی خاص دارند، به عنوان وکیل تخصصی آن حوزه شناخته می شوند. وکیل خانواده نیز عنوانی است که به وکیلی اطلاق می شود که اغلب پرونده های مربوط به دعاوی خانوادگی را پذیرفته و به نتیجه می رسانند.

در ادامه ی این بحث به شرح بیشتری در مورد وکیل خانواده و وظایف آن می پردازیم.

امور مربوط به دادگاه خانواده

دعاوی قابل رسیدگی در دادگاه ها خانواده، در ماده ی چهار قانون حمایت از خانواده ذکر شده اند و استفاده از وکیل خانواده نیز می تواند در حل این دعاوی بسیار موثر واقع شود. این امور به شرح زیر هستند:

  • نکاح موقت، دائم و اذن در نکاح
  • نامزدی و مباحث برگرفته از برهم زدن آن
  • شرط های ضمن عقد
  • ازدواج مجدد زوج و اجازه ی آن
  • استرداد جهیزیه
  • مهریه
  • نفقه و اجرت المثل زوجه
  • تمکین و نشوز
  • حضانت فرزنو و حق ملاقات آن
  • نسب
  • رشد، حجر و رفع آن
  • قیمومت، ولایت قهری، کار های مربوط به ناظر و امین اموال محجوران و وصیت در امور مربوط به آن ها
  • نفقه اقارب
  • کار های مربوط به غایب مفقودالاثر
  • سرپرستی کودکان بی سرپرست
  • اهدای جنین
  • تغییر جنسیت

وکیل خانواده

سابق بر این کمی درباره ی وکیل خانواده توضیح دادیم و در این جا به توضیح مفصل تری می پردازیم. خوب است که بدانیم استفاده از تخصص وکلا نباید محدود به زمانی باشد که دعاوی در دادگاه ها مطرح می شوند. وکلا به خصوص در زمینه ی مسائل خانوادگی نقش پیشگیرانه ی مهمی نیز می توانند داشته باشند.

برای مثال با مراجعه برای مشاوره ی حقوقی قبل از ازدواج  می توان از دانش وکیل خانواده استفاده کرد و ار آن ها مشاوره گرفت. وکیل نیز حقوق خانواده و وظایف هر کسی را به درستی به آن ها می گوید. بنا بر این از بخش بزرگی از مشکلات و دعاوی بعدی جلوگیری می شود. در مرحله ی بعدی اگر برای مشکلات خانواده به وکلا رجوع شود آن ها باید تلاش خود را برای برقراری صلح و سازش بکنند.

وکیل خانواده تلاش می کند که در ابتدا مشکلات بیرون از دادگستری حل بشوند. درنهایت و در صورت رسیدگی به پرونده در دادگاه باید مدافع حقوق موکل خود در همه ی زمینه های مهریه، جهیزیه زن و مرد،  نفقه و اجرت المثل،  هدایا و حضانت فرزندان و سایر موارد باشد.

در چه پرونده هایی از وکیل خانواده استفاده می شود؟

دعاوی خانوادگی مسائلی هستند که در ارتباط با مشکلاتی خانوادگی که نیاز به پیگیری های قانونی دارند، به وجود می آیند. استفاده از وکیل خانواده ای مجرب کمک می کند تا بسیاری از این مشکلات یا پیش نیایند یا حتی قبل از ورود به دادگاه بین خانواده حل شوند. حوزه ی خانواده دعاوی زیاد با مشکلات گوناگونی دارد که بنا داریم درباره ی پر تکرار ترین آن ها صحبت کنیم.

اجرا گذاشتن مهریه

مهریه از حقوق زن در ازدواج است. زن می تواند در هر زمان مهریه ی خود را از مرد طلب کند. اگر مرد نخواهد مهریه ی زن را پرداخت کند، زن می تواند با استفاده از وکیل خانواده حقوق خود را پیگیری کند.

در انتها باید گفت استفاده از وکیل در همه ی پرونده های قضایی لازم و ضروری است. در پرونده های خانوادگی که حل مشکلات از اهمیت بالایی برخوردار است نقش وکلا و به خصوص وکیل خانواده پر رنگ تر می شود.

انواع صلح عمری

صلح عمری، عبارتی است که گاهی در مطالب حقوقی یا محاورات بین یکدیگر با آن مواجه می شویم اما به واقع عقد صلح به میزانی که دیگر عقود و اصطلاحات حقوقی نزد مردم شناخته شده هستند، معروف نبوده و افراد تصور درست و واضحی از عقد صلح عمری ندارند.

عقد صلح

صلح همانگونه که از نامش پیداست نوعی تراضی و توافق بین طرفین است که برخلاف عقود معین نمی توان تعریف مشخص و واحدی از آن گفت، درواقع صلح، توافق و تراضی آزاد طرفین است تا در قالب آن بتوانند اثر حقوقی که در پی آن هستند را ایجاد کنند و بدون قالب خاصی در مورد شروط و توافقات به هرنحو که مایل باشند توافق و تعیین کنند البته تا جایی که مخالف قانون نباشد.

بنابراین موضوع عقد صلح یا صلح عمری تا آنجا که مخالف قوانین و موازین شرعی یا اخلاق حسنه و نظم عمومی نباشد با هیچ محدودیتی مواجه نیست و اصل آزادی اراده اشخاص بر این عقد حاکم است.

صلح در قانون مدنی ما که متخذ از فقه امامیه است، لذا معنی وسیع تری نسبت به عقود معین دیگر دارد، به طوری که عقد صلح می تواند به طور فرعی جایگزین عقود دیگری مانند بیع، اجاره و عاریه قرار گیرد.

اقسام عقد صلح

مطابق ماده ۷۵۲ قانون مدنی ، صلح بطور کلی به دو دسته تقسیم می شود:

  1. صلح در مقام معاملات (صلح ابتدایی)
  2. صلح در مقام دعاوی و اختلافات
صلح در مقام معاملات

صلح در مقام معاملات یا به عبارتی دیگر صلح ابتدایی، به معنا و مفهوم آن است که بدون آنکه دعوا و اختلافی میان طرفین وجود داشته باشد، بسیاری از آثار قراردادی و حقوقی مانند انتقال مالکیت یا مشارکت یا ایجاد تعهد و… را به جای آنکه در قالب عقود معین و مشخصی مانند بیع، اجاره، وکالت، هبه و … منعقد کنند،‌ آنها را در قالب عقد صلح ایجاد و منعقد می سازند.

آنچه مسلم است در عقد صلح تفاهم و تعامل و سازش بین طرفین وجود دارد و همین موجب امتیاز عقد صلح بوده و آن را از سایر عقود ممتاز می کند. شخصی که مالی یا منفعتی را به دیگری صلح می کند را «مصالح» و طرف دیگر را «متصالح» می نامند.

نکته: صلح در مقام معاملات، هرچند نتیجه معامله را که به جای آ واقع شده است می دهد، اما شرایط و احکام خاص آن معامله و عقد را ندارد،‌ اگر مورد صلح، انتقال عین باشد در مقابل عوض مثل پول نتیجه آن نتیجه ی بیع (خرید و فروش) خواهد بود، ‌بدون اینکه شرایط و احکام خاص بیع مانند خیارات مخصوص آن از قبیل حیوان، تاخیر ثمن یا مجلس را شامل شود. پس چه بسا دو نفر خانه ای را مورد خرید و فروش ( بیع) یا اجاره قرار می دهند ولی برای فرار از شروط و الزامات خاص بیع یا اجاره، عنوان صلح را برای آن برگزینند و یا منافع ملکی را به اجاره واگذار می کنند اما نام صلح منافع را بر آن می گذارند.

صلح در مقام دعاوی

صلحی که در مقام دعوا و اختلاف بوجود می آید از دو مورد ذیل خارج نمی باشد و مقصود ما از صلح عمری این نوع از صلح نمی باشد؛ بنابراین به توضیحی اختصاری از آن بسنده می کنیم‌:

ممکن است مبنی بر جلوگیری و پیشگیری از تنازع و دعوایی در آینده باشد، بدین توضیح که درصورت وقوع اختلاف بین طرفین ایشان پیش از آنکه این اختلاف منجر به طرع دعوا گردد پیشاپیش اختلاف را بوسیله ی تنظیم صلحنامه به سازش منتهی می کنند و ازین طریق از طرح دعاوی در دادگستری جلوگیری می کنند که ازین موضوع تحت عنوان «درخواست سازش» نیز یاد می شود.

ممکن است در مورد رفع تنازع موجود باشد، بدین مفهوم که هم اختلاف وجود دارد هم این اختلاف منجر به طرح دعوا در دادگستری گشته است و طرفین دعوا درگیر آن هستند،‌ حال طرفین دعوی،‌ دعوای خود را به صلح خاتمه می دهند که در قانون آیین دادرسی مدنی این مبحث تحت عنوان «سازش» پرداخته شده است.

صلح عمری

صلح عمری عقدی است که مالک «مصالح»، ملک خود را به نام شخص دیگری «متصالح» منتقل می کند اما با این شرط که خود مالک تا زمانی که در قید حیات است و به مدت طول عمرش، حق استفاده، تصرف یا انتقال منافع (اجاره) ملک به افراد دیگر را داشته باشد ، پس از فوت مصالح ملک بصورت کامل به تصرف و مالکیت متصالح درآمده و ایشان حق هرگونه تصرف و استفاده ای از آن را خواهد داشت.

در قانون مدنی ما عقد معینی مشخصا به نام صلح عمری با چنین مفهومی وجود ندارد، اما همانطور که پیش تر ذکر شد صلح، عقدی است که طرفین می توانند هرگونه تراضی و توافقی که دارند را برمبنای آزادی و نفوذ اراده شان در قالب عقد صلح ذکر کرده و منعقد کنند. صلح عمری نیز بر همین مبنا شکل گرفته و امروزه در دنیای حقوق و عرف جای خود را تثبیت نموده است.

کاربرد صلح عمری در وصیت

فایده ی مهم و ارزشمندی که صلح عمری می تواند داشته باشد که علت برخورداری ازاین محبوبیت نیز همین می تواند باشد که اشخاصی که می خواهند پس از فوت خود ملک یا منزلی را برای شخصی وصیت کنند اما به این علت که بیشتر از یک سوم اموالش را نمی تواند به عنوان وصیت تملیکی هنگام تنظیم وصیت نامه کند و این امکان وجود دارد که اموال کافی نباشد یا وراث به وصیت عمل نکنند و وصیت نامه رسمی نباشد و اعتبار اندکی داشته باشد و مال بین وراث تقسیم شده و به شخص مورد نظر نرسد.

بنابراین می توانند ملک خود را در قالب صلح عمری به آن فرد که متصالح نامیده می شود صلح نموده و تا مدتی که در قید حیات می باشد نیز خود از منزل یا ملکش بهره مند گردد و پس از فوت ملک کاملا به شخص مورد نظر می رسد.

تنظیم صلحنامه

برای تنظیم صلحنامه عمری یا صلح در قالب ها و مفاد دیگر می توانید به دفاتر اسناد رسمی مراجعه کنید و از سردفتر تقضای تنظیم سند رسمی صلحنامه کنید، توصیه می شود از تنظیم صلحنامه بصورت سند عادی خودداری کنید؛ چراکه با انجام اینکار و خود رای از تنظیم سند رسمی احتمال فسخ یا ابطال صلحنامه ی عادی خود را به علت عدم رعایت نکات حقوقی یا حتی ایراد های متعددی که طرف دیگر می تواند به آن وارد کند را بالا برده و درنهایت متحمل هزینه بالای دادرسی از جمله هزینه کارشناسی، حق الوکاله و …خواهید شد اما با تنظیم صلحنامه بصورت رسمی از مزایا و فواید زیر برخوردار خواهید شد که این عمل تماما به نفع شماست.

مزایای تنظیم صلحنامه رسمی (دفتر اسناد رسمی)

  • سند رسمی است و بدون مراجعه به دادگاه می توان آنرا با قدرت اجرای ثبت اجرا نمود.
  • تمام محتویات و امضاهای مندرج در آن رسمی و معتبر است
  • فقط می‌توان نسبت به آن ادعای جعل کرد و نمی‌توان نسبت به محتویات و امضاهای آن اظهار تردید یا انکار نمود که اثبات جعلی بودن آن نیز امری است بسیار دشوار که احتمال خدشه به سند را در حد غیر ممکن پایین نگه می دارد.
  • صرفه جویی در هزینه های دادرسی، کارشناسی …
  • عدم درگیری در دعاوی و اختلافات
  • با ثبت صلحنامه در دفتر اسناد رسمی نگرانی در خصوص فقدان یا تحریف آن وجود نخواهد داشت
  • در مقام اجرای صلحنامه نیازی به اثبات اصالت آن نیست و در بسیاری از موارد رجوع به دادگاه هم ضرورت پیدا نمی کند

صلح معوض و غیر معوض

صلح معوض صلحی است که در ازای دریافت مال مورد صلح طرف دیگر(متصالح) مال یا عوضی در مقابل، به مصالح می دهد که اصطلاحا به آن مال الصلح نیز می گویند.

به عبارت دیگر هر یک از افراد در ازای چیزی (مورد معامله) که می گیرند، چیز دیگری را به طرف مقابل تحویل می دهند؛ مانند عقد اجاره که در آن موجر در ازای انتقال مالکیت منافع واحد تحویل داده شده به مستاجر عوض آن یعنی اجاره بها را دریافت می کند یا بیع که در ازای دریافت مال مبلغش را به فروشنده می دهیم.

عقود معوض دارای دو ویژگی هستند ، یکی آنکه بین عوض و معوض باید برابری و تعادل برقرار باشد، یعنی ارزش آن ها با یکدیگر در تعادل و برابری نسبی باشد تا هیچ طرفی متضرر نشود و دیگری این است که هر کدام از دو طرف دارای حق حبس هستند، یعنی آن ها می توانند تا زمانی که هر کدام از طرفین به تعهدات خود عمل نکند، دیگری هم به تعهدات خود عمل نکند.

نکته عملی: توصیه می گردد برای تنظیم صلحنامه معوض حتما به دفتر اسناد رسمی مراجعه کنید تا از مزایای سند رسمی برخوردار شده و از مشکلات حقوقی و هزینه های هنگفت دادرسی پیشگیری نمایید و در صلحنامه در قسمت نحوه ی پرداخت بها بنویسید: «بها باقرار تماما تسلیم مصالح شده است»

صلح غیر معوض همانطور که از نامش پیداست عقدی بلاعوض و غیر معوض است و مالی در ازای صلح به مصالح داده نمی شود، رایگان انجام می شود و لازم نیست چیزی در ازای دریافت مال به طرف مقابل داده شود که مطابق ماده ۷۵۷ قانون مدنی صلح بلاعوض نیز جایز و صحیح است.

اما ذکر این نکته نیز ضروری است که در صلح غیرمعوض، آوردن شرط عوض (مبلغی اندک) ممکن است و این موضوع ماهیت عقد را معوض نمی کند اهمیت این کار در این مورد آشکار می شود که عقودغیر معوض با شرط عوض آثار عقود معوض مانند حق حبس و تعادل عوضین را نداشته و می توان بدون رعایت آنها عقد را منعقد نمود و اجرا کرد.

تفاوت میان صلح غیر معوض و صلح معوض چیست؟

مالیات:

اگر صلح معوض باشد مالیات نقل و انتقال در زمان مراجعه ی مصالح به دارایی وصول می گردد و نرخ آن مشمول ماده ۱۲۰ قانون مالیات ها می باشد، در حالیکه اگر صلح بلاعوض یا «محاباتی» باشد، در زمان مراجعه مصالح، مالیاتی وصول نمی شود و صرفا گواهی صادر می شود و بعد ها درصورتیکه منافعی به متصالح (دریافت کننده ی مال) تعلق گیرد، برای آن منافع مالیات تعلق گرفته و پس از محاسبه مطابق ماده ۱۲۲ قانون مالیات وصول می گردد.

تفاوت در ارزش عوض:

در صلح معوض اصل بر این است که عوضین (مال و پول مثلا) باید از لحاظ ارزش برابر و در تعادل باشند، یعنی اگر یک نفر منزل خود را به ارزش ۷۰۰ میلیون تومان به دیگری فروخت، ملک و پول رد و بدل شده باید از لحاظ اقتصادی ارزش عقلانی و یکسانی داشته باشند؛ یعنی فرد بتواند با ۷۰۰ میلیون تومان منزلی دقیقاً شبیه به منزل معامله شده بخرد؛ ولی در صلح غیر معوض این شرط برقرار نمی باشد.

برای مثال فردی که مالک یک دستگاه موتور هارلی داویدسون است، موتور خود را در ازای دریافت دوچرخه فردی دیگر به او هدیه می دهد، در اینجا ارزش عوضین به هیچ وجه قابل مقایسه نیستند و تنها به دلیل غیر معوض بودن می تواند این عقد برقرار شود؛ به خاطر همین دلیل است که در نوع معوض در صورت معلوم شدن تفاوت ارزشی و اقتصادی در مورد معامله (مالی که مبادله شده) حق فسخ برای متضرر وجود دارد.

بطلان عقد در صورت نبودن یکی از عوضین:

اگر در عقد معوض مشخص شود که مالی که فروخته شده هرگز هنگام عقد وجود خارجی نداشته است، شرط صحت عقد یعنی وجود مورد معامله، نقض و عقد قابل ابطال خواهد بود.

در عقد غیر معوض اینگونه نیست و معامله باطل نمی شود، البته کسی که معامله به نفع او است می تواند معامله را برهم بزند.

از بین رفتن مورد معامله:

اگر بین دو نفر صلح معوض درگرفت و قرار شد که مورد معامله در فردای آن روز یا چند ساعت بعد به طرف مقابل تحویل داده شود ولی در این بین مال از بین رفت، عقد معوض از زمان تلف شدن مورد معامله خود به خود فسخ می شود؛ ولی در عقد غیر معوض چون مورد معامله شرط است و شرط از ارکان عقد نیست، معامله فسخ نمی شود.

معین و معلوم بودن عوضین:

در عقد معوض باید مشخصات عوضین کاملاً معین و معلوم باشد، در غیر این صورت عقد برقرار نخواهد بود اما در عقد غیر معوض علم اجمالی نیز برای صحت عقد کفایت می کند.

شرایط عمومی صلحنامه

صلحنامه ای که تنظیم می شود باید از لحاظ حقوقی شرایطی داشته باشد که ممکن است افراد عادی از آنها مطلع نباشند و به علت عدم رعایت آنها صلحنامه از اعتبار ساقط شود و در آینده مشکلات و هزینه های فراوانی را بر شما تحمیل کند؛ بنابراین می توانید با مراجعه به دفتر اسناد رسمی و تنظیم صلحنامه از رعایت تمام شرایط حقوقی آن اطمینان حاصل کنید.

ازجمله شرایط و مواردی که هنگام تنظیم صلحنامه باید رعایت شوند عبارتنداز:

  • طرفین عاقل، بالغ و رشید باشند البته در صلح غیرمعوض رشید بودن ینی داشتن عقل معاش و تشخیص سود و ضرر لازم نیست.
  • مفاد صلحنامه مخالف قانون نباشد.
  • مفاد صلحنامه با نظم عمومی و اخلاق حسنه در تعارض نباشد.
  • در صلحنامه هویت مصالح، متصالح، مال الصلح، مورد صلح مشخص و واضح باشند.
  • تعهدات طرفین بدون ابهام باشد.

بهترین وکیل حقوقی اثبات مالکیت ملک

اثبات مالکیت ملک از چه طریقی امکان پذیر است؟

اثبات مالکیت ملک در وضعیتی طرح می شود که در مورد مالکیت مالی اختلاف باشد. مالکیت حقی است که به موجب آن شخص می تواند در حدود قوانین ، در مالی تصرف کرده و از تمام منافع آن بهره مند شود .

 اثبات مالکیت با سند عادی

مدعی مالکیت املاک فاقد سابقه ثبتی که برای آنها سند رسمی صادر نشده می تواند برای اثبات ادعای خود، اقدام به طرح دعوای اثبات مالکیت نموده و با استناد به مبایعه نامه، قولنامه، اماره تصرف، تحقیق محلی، شهادت شهود و … صدور حکم مبنی بر احراز مالکیت خود بر ملک مزبور را از دادگاه تقاضا نماید.

نحوه اثبات مالکیت ملک

یکی از پیچیده ترین دعاوی ملکی که در مراجع قضایی شاهد آن هستیم دعوای اثبات مالکیت ملک است. به جهت رویه های متفاوت و  در مواردی متعارض محاکم در رسیدگی به این پرونده ها و همچنین عدم آشنایی اشخاص و یا حتی در برخی موارد عدم تسلط کافی وکلا و قضات بر قوانین و رویه ها، فرآیند رسیدگی به دعاوی اثبات مالکیت ملک طولانی‌می گردد و باعث می شود که در بسیاری مواقع این پرونده ها به نتیجه مطلوب ختم نگردد.

مستند به ماده ۲۲ و همچنین ماده  47 قانون ثبت اسناد و املاک، در مورد املاکی که دارای سند مالکیت هستند دادگاه کسی را مالک می شمارد که سند اصلی مالکیت به نام اوست.

چنانچه در مورد ملکی که در اداره ثبت اسناد و املاک به صورت رسمی ثبت نشده است اختلافی ایجاد شود و شخصی که آن را خریده یا به نحو دیگری تملک کرده است بخواهد مالکیت خود را بر آن ملک ثابت کند، لازم است دعوایی به خواسته ” اثبات مالکیت ” در دادگاه طرح نماید.

دادگاه در صورتی که با توجه به دلایل و مستندات خواهان، از جمله تصرف ملک ، مبایعه نامه عادی و شهادت شهود مالکیت خواهان را احراز نماید ، حکم به اثبات مالکیت وی صادر می کند .

برای کسب اطلاعات تکمیلی در باب اسناد رسمی صادره از اداره ثبت اسناد و املاک، میتوانید به دپارتمان دعاوی ثبتی مراجعه نمایید.

دعوای اثبات مالکیت املاک دارای سابقه ثبتی

دعوی اثبات مالکیت املاک دارای سابقه ثبتی با توجه به مواد ۲۲، ۲۴، ۴۶ و ۴۸ قانون ثبت اسناد و املاک قابلیت استماع ندارد؛

چرا که بر اساس ماده ۲۲ قانون مذکور :” همین که ملکی مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید، دولت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبت شده و یا کسی که ملک مزبور به او منتقل شده است و این انتقال نیز در دفتر املاک به ثبت رسیده یا اینکه ملک از مالک رسمی  به او ارث رسیده باشد را مالک می شناسد

بنابراین در املاکی که سابقه ثبتی دارند، دولت فقط کسی را مالک می شناسد که ملک در دفتر املاک به نام او  ثبت شده باشد . انتقال مالکیت املاک دارای سابقه ثبتی، با انتقال رسمی ملک انجام می شود و صرف تأیید و تنفید قرارداد و اعلام صحت آن ایجاد مالکیت نمی کند.

مالکیت ملک با چه دلایلی ثابت می شود؟

برای اثبات مالکیت الزامی به وجود مبایعه نامه و قرارداد نیست ، زیرا مالکیت ممکن است به اشکال مختلف منتقل شده باشد. به عنوان مثال مالکیت ملک ممکن است به صورت قهری و از طریق ارث به مالک منتقل شده باشد.

زمانی که دعوای اثبات مالکیت ملک مطرح می شود  کسی که مدعی مالکیت ملک است  باید با استفاده از دلایل اثبات ،مانند سند، شهادت شهود یا تصرف (اماره ی ید )  و … ادعای خود را اثبات نماید.

  • سند مالکیت : مهمترین دلیل مالکیت، سند مالکیت است. امروزه املاک و اتومبیل ها مطابق قانون در دفاتر اسناد رسمی به ثبت می رسند و به این ترتیب دولت فقط کسی را که مال به نام او ثبت شده مالک می شمارد.
  • شهادت شهود: یکی دیگر از ادله ای که می توان از طریق آن مالکیت را اثبات نمود ، استناد به شهادت شهود می باشد. برای مثال مدعی می‌تواند به وسیله شهود ثابت نماید که قبلا مال در تصرف او بوده و بعداً متصرف به وسیله قوه قهریه یا به حیله و تقلب آن را غصب و تصرف نموده است و یا ثابت نماید که مال از طرف متصرف به او انتقال داده شده است . البته شاهد باید دارای شرایط قانونی باشد و شهادت هر کسی مورد پذیرش دادگاه واقع نمی شود.
  • تصرف ملک (اماره ید): طبق ماده ۳۵ قانون مدنی: (( تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.))

همانطور که در این ماده قانونی هم ذکر گردیده، صرف تصرف نمی‌تواند دلیل مالکیت باشد؛ چرا که در صورتی که ثابت شود تصرف غاصبانه است، تصرف او متزلزل می گردد و نمی تواند دلیل بر مالکیت متصرف باشد؛ همچنین کسی که به عنوان امین یا نماینده دیگری مالی را در تصرف دارد مالک آن محسوب نمی شود .

در شرایط فعلی در دست داشتن سند مالکیت، قولنامه یا بنچاق نشانه ی تصرف دارنده ی آن محسوب می شود . بنابراین اگر کسی به قهر و زور بر مالی مسلط شود، حق استفاده از اماره تصرف را ندارد ، البته قانون تسلط را اصولا مشروع فرض کرده است و مدعی مالکیت باید خلاف آن را در دادگاه ثابت کند؛ بنابراین همیشه تصرف مادی ملاک تصرف به عنوان مالکیت نیست.

مطابق ماده ۳۷ قانون مدنی اگر متصرف فعلی ، اقرار کند که ملک ، سابقا مال مدعی او بوده است، در این صورت مشارالیه نمی تواند برای رد ادعای مالکیت شخص مزبور به تصرف خود استناد کند. مگر اینکه ثابت کند ، ملک صحیحا به او منتقل شده است.

  • مبایعه نامه عادی: در صورتی که شخصی ملک را در تصرف داشته باشد ولی شخص دیگر با ارائه مبایعه نامه ادعا نماید که ملک به صورت قانونی به وی فروخته شده است ، می‌تواند با طرح دعوای اثبات مالکیت و ارائه مبایعه نامه عادی خویش مالکیت خود را اثبات نماید.

اثبات مالکیت ورثه

وراث متوفی به دو دسته تقسیم می شوند:

  • افرادی که بر اساس قانون رایج کشور، مشمول سهم الارث شده باشند؛
  • افرادی  بر اساس وصیت نامه متوفی، مشمول ارث شده باشند.

در حالت اول، فردی که به سبب رابطه سببی و یا نسبی مانند همسر، فرزندان یا پدر و مادر، مشمول سهم الارث شده است، می تواند بعد از پشت سر گذاشتن مراحل انحصار وراثت توسط دادگاه، مالکیت خود را بر اموال مربوطه، اثبات کند؛ در چنین وضعیتی دادگاه سهم هر فرد را بعد از صدور گواهی انحصار وراثت، مشخص می کند. یعنی به طور دقیق به افراد اطلاع می دهد که هر کس چه کسری از اموال منقول و غیر منقول متوفی را می تواند دریافت کند؛ بنابراین، حکم دادگاه برای اثبات مالکیت، کافی خواهد بود.

در حالت دوم، فردی که به هر دلیل ، نامش در وصیت نامه ذکر شده است، باید علاوه بر گواهی انحصار وراثت، وصیت نامه متوفی را نیز به دادگاه ارائه دهد؛ دادگاه بعد از بررسی مدارک مربوطه، سهم آن فرد را نیز در ارث مشخص می کند؛ مجددا حکم دادگاه، مالکیت را اثبات  می کند.

بنابراین اگر فردی، برای اثبات مالکیت خود دچار مشکل شود، می تواند از وصیت نامه معتبر متوفی استفاده کند. البته این امر مستلزم وجود نام وارث و اموال تعلق گرفته به وی، در وصیت نامه است.

حالت سومی نیز وجود دارد که ترکیبی از دو حالت بالاست. یعنی فرد علاوه بر این که وارث قانونی محسوب می شود، در وصیت نامه اموال اضافی دیگری نیز به او تعلق گرفته است. در چنین شرایطی روال کار، مانند مراحل بالا خواهد بود. یعنی ارائه وصیت نامه به همراه گواهی انحصار وراثت که منجر به حکم دادگاه برای اثبات مالکیت می شود.

هیچ کدام از وراث نمی تواند بدون در دست داشتن گواهی انحصار وراثت، نسبت به اموال متوفی، ادعایی داشته باشد. بعد از این که لیست ورثه توسط دادگاه در گواهی انحصار وراثت ذکر شد، ورثه می توانند تقسیم اموال را انجام دهند. دادگاهی که می تواند گواهی انحصار وراثت را صادر کند، نزدیک ترین دادگاه به محلی است که متوفی برای آخرین بار در آن جا ساکن بوده است.

لزوم طرح دعوای اثبات مالکیت ورثه قبل از تقسیم ماترک

از آن جا که بعد از تقسیم ماترک , مالکیت ورثه نسبت به اموال مستقر می شود , لذا لازم است وراث دعوای اثبات مالکیت را قبل از تقسیم ماترک در مرجع صالح اقامه نمایند .

البته لازم به ذکر است اگر قسمتی از اموال هنوز تقسیم نشده باشد , وراث می توانند نسبت به طرح دعوا در محکمه اقدام نمایند .

دعوای اثبات مالکیت در عرصه و اعیان

لازم است در ابتدا تعریفی از عرصه و اعیان بیان کنیم .

منظور از عرصه همان زمین و مکانی است که ساختمان بر روی آن ساخته شده است و منظور از اعیان همان ساختمان و بنایی است که بر روی زمین احداث شده است .

خواهان ,دعوای اثبات مالکیت در خصوص عرصه و اعیان را , زمانی می تواند در دادگاه اقامه دعوا نماید که ملک  دارای سابقه ثبتی نباشد , خواهان می بایست دعوای خود را در دادگاه محل وقوع مال   طرح نماید .

نحوه طرح دعوای اثبات مالکیت

در دعوای اثبات مالکیت خواهان کسی است که به نحوی ادعای مالکیت ملک را دارد و خوانده کسی است که ملک ثبت نشده را به خواهان فروخته است و چنانچه ایادی قبلی نیز داشته باشد ، باید علاوه بر فروشنده ، تمام ایادی قبلی نیز طرف دعوی قرار گیرند. در بسیاری مواقع عدم رعایت این نکته باعث صدور قرار رد دعوا می گردد.

طرح توامان دعوای خلع ید و اثبات مالکیت

خواهان می تواند دعوای  خلع ید  را در خصوص اموال غیرمنقولی  که دارای سابقه ثبتی می باشند در دادکاه اقامه نماید . لازم به ذکر است در خصوص املاک با سند عادی خواهان می بایست  ابتدا دعوای اثبات مالکیت  را در دادگاه مطرح نماید و یا دادخواست خلع ید و اثبات مالکیت را به صورت توامان در دادگاه اقامه نماید .

مرجع صالح جهت اثبات مالکیت

دعوای اثبات مالکیت باید در دادگاه محل وقوع ملک (مال غیر منقول) مطرح گردد (حتی اگر خوانده در آن حوزه مقیم نباشد) و تمامی مدارک مستندات به همراه دادخواست تقدیمی ارائه شود.

پس از ارجاع پرونده به شعبه، تشکیل جلسه رسیدگی و بررسی مدارک و مستندات مدعی ، در صورتی که حقانیت خواهان احراز شد، دادگاه رای بر اثبات مالکیت وی صادر می کند.

رای اثبات مالکیت نیازی به صدور اجراییه ندارد و پس از اینکه رای صادره قطعی گردید، محکوم له به عنوان مالک رسمی ملک شناخته می‌شود و می‌تواند از حق مالکانه خویش استفاده نماید .

در صورتی که ملک موضوع دعوای اثبات مالکیت ملک در تصرف شخص دیگری باشد ، مدعی می تواند دعوای اثبات مالکیت و خلع ید را توأمان مطرح نماید .

دعوای اثبات مالکیت مالی است یا غیر مالی؟

دعوای اثبات مالکیت دعوای مالی است و هزینه دادرسی ،با توجه به قیمت منظقه ای ملک محاسبه می گردد.

چگونگی طرح دعوای اثبات مالکیت زمین بدون سند

یکی از پیچیده ترین دعاوی که در زمینه املاک در دادگاه ها مطرح می شود، دعوای اثبات مالکیت است.

برای طرح چنین دعوایی، خواهان و یا شخص ذی نفع باید با به همراه داشن تمام دلایل و مستندات مورد نیاز به دفاتر خدمات قضایی مراجعه کرده و دادخواستی به عنوان اثبات مالکیت زمین بدون سند تنظیم کند.

توجه داشته باشید که خواهان باید تمام مدارکی که بیانگر مالکیت و یا تصرف او در ملک مورد نظر است را ضمیمه دادخواست نماید.

پس از احراز مالکیت خواهان، دادگاه خوانده را ملزم به رفع تصرف از ملک مورد نظر می کند و این مورد را در حکم صادره بیان نموده تا از بروز اختلافات احتمالی دیگر جلوگیری نماید.

آیا اثبات مالکیت زمین بدون سند دشوار است

از آن جایی که برای اثبات چنین دعوایی سند رسمی وجود ندارد و به این دلیل که سند رسمی یکی از محکم ترین ادله ای است که توسط قانون دارای اعتبار بسیار زیادی محسوب شده و با توان اثباتی بالا در دادگاه مطرح می شود، ممکن است اثبات چنین مالکیتی در صورت در دسترس نبودن مدارک دیگر کمی دشوار به نظر برسد.

امّا جای نگرانی وجود ندارد و قانون در چنین مواقعی راه حل های دیگری از قبیل ارائه مبایعه نامه عادی و یا شهادت شهود را برای خواهان در نظر گرفته است.

مالکیت زمین بدون سند چگونه اثبات می شود

مالکیت می تواند به روش های مختلفی به اثبات برسد و در مواقعی که مالکیت به صورت قهری و از طریق ارث منتقل شده باشد، نیازی به وجود هیچ گونه قرارداد و یا مبایعه نامه نیست.

در هنگام طرح دعوای اثبات مالکیت ملک، شخصی که مدعی مالکیت ملک مزبور است؛ باید از طریق سند رسمی، شهادت شهود و یا دلیل یا اماره تصرف، مالکیت خود را به اثبات برساند:

سند رسمی

یکی از راحت ترین روش ها برای اثبات مالکیت ملک آن است که سند مالکیت توسط مالک ارائه شود.

در چنین مواردی، به راحتی پرونده به نفع فرد مالک به اتمام می رسد و نیازی به ارائه ادله دیگر نیست.

شهادت شهود

در مواقعی که ملکی دارای سند رسمی و یا عادی نباشد، توصیه می شود که از شهادت شهود برای اثبات مالکیت ملک استفاده شود.

منظور از شهود، اشخاصی هستند که در گذشته مالکیت فرد خواهان بر ملک مورد نظر را دیده باشند و بتوانند این امر را در دادگاه نیز تأیید کنند.

اماره تصرف

بر اساس قانون، تصرف دلیل مالکیت است و شخص متصرف یک ملک، به عنوان مالک ملک مزبور شناخته می شود؛ مگر این که شخص دیگری با ارائه مدارک و اسناد قابل قبول، خلاف آن را ثابت کند.

در چنین شرایطی شخص متصرف برای تصرف خود نیاز به اثبات موضوعی ندارد و شخصی که این تصرف را انکار می کند، باید ادعای خود را به اثبات برساند.

هزینه دادرسی در دعوای اثبات مالکیت زمین بدون سند

در دعوای اثبات مالکیت زمین بدون سند، خواهان باید هزینه هایی از قبیل موارد زیر را بپردازد:

  •  هزینه ثبت دادخواست
  •  رونوشت دلایل و مستندات دعوا
  •  هزینه دادرسی

هزینه دادرسی در دعوای اثبات مالکیت زمین بدون سند با توجه به این که در چه حوزه ای مطرح می شود، متفاوت است و خواهان می تواند در مورد تعرفه آن از مرجع قضائی مربوطه پرس و جو نماید.

همچنین لازم است مطرح کنم که خواهان می تواند در حین رسیدگی به دعوا از دادگاه تقاضا نماید تا چنانچه حکم به نفع او صادر شود، هزینه دادرسی و سایر هزینه های دیگری که برای طرح دعوا متحمل شده است را از خوانده مطالبه نماید.

برای اثبات مالکیت زمین بدون سند به کجا مراجعه کنیم

دعوای اثبات مالکیت باید در دادگاه محل وقوع ملک، یعنی در جایی که زمین بدون سند مورد نظر در آن محل قرار دارد مطرح شود، حتی اگر خوانده در آن حوزه اقامت نداشته باشد.

بنابراین تمامی مدارک و مستندات به همراه دادخواست تقدیمی باید به این دادگاه ارائه شود.

پس از ارجاع پرونده به شعبه رسیدگی کننده، جلسه رسیدگی تشکیل می شود و در این جلسه، مدارک و مستندات مدعی مورد بررسی قرار می گیرد و در صورتی که حقانیت خواهان احراز شود، دادگاه رای بر اثبات مالکیت وی صادر می کند.

لازم است مطرح کنم که رای اثبات مالکیت، نیازی به صدور اجراییه ندارد و به محض قطعی شدن رای صادره، محکوم له به عنوان مالک رسمی ملک شناخته شده و می ‌تواند از حق مالکانه خود استفاده کند.

مدارک لازم برای اثبات مالکیت زمین بدون سند

مهم ترین مدارکی که خواهان می تواند با تکیه بر آن ها ادعای خود که مبنی بر مالکیت زمین بدون سند است را به اثبات برساند، شامل موارد زیر هستند:

مدارک لازم برای اثبات مالکیت زمین بدون سند

مدارک لازم برای اثبات مالکیت زمین بدون سند

  •  مدارک هویتی از قبیل شناسنامه و کارت ملی
  •  مبایعه نامه عادی
  •  تحقیقات محلی
  •  شهادت نامه کتبی
  •  وصیت نامه/ گواهی انحصار وراثت (در صورتی که ملک از طریق ارث به مالک رسیده باشد)
  •  تصویر مصدق رسید پرداخت وجه یا وجوه

 

بالا