شرایط مهریه زن بعد از فوت همسر

هر شرایطی زن امکان دریافت مهریه را خواهد داشت . حتی در صورتی که شوهر فوت کرده باشد نیز زن می تواند با ارئه دادخواستی مهریه اش را مطالبه کند که از اموال متوفی باید پرداخت بشود . به همین مناسبت در این مقاله  چگونگی دریافت مهریه زن بعد از فوت شوهر را مورد بررسی قرار می دهیم .

 

زن بعد از فوت شوهر می تواند مهریه اش را مطالبه کند

Continue reading “شرایط مهریه زن بعد از فوت همسر”

شماره وکیل صلح و صفه

صلح در لغت

صلح در لغت به معنای آشتی، توافق، سازش و مواردی از این قبیل است. در حقوق و قوانین موضوعه عقد صلح یکی از عقود معین محسوب می شود. عقود معین به آن دسته از عقود می گویند که شرایط و اوصاف آن در قانون ذکر شده باشد. قانونگذار تعریفی از عقد صلح بیان نکرده است و فقط در ماده 752 قانون مدنی اینگونه شرح داده شده است:

پس از آن مواد 753 تا 770 قانون مدنی به توضیح شرایط و ویژگی های این عقد پرداخته است. در جامعه افراد گاه دعاوی خود را از طریق صلح در دادگاه یا دفاتر اسناد رسمی یا به صورت عادی خاتمه می دهند یا گاهی نیز از آن به عنوان جایگزین سایر عقود از جمله بیع استفاده می کنند. استفاده از عقد صلح به عنوان جایگزین سایر عقود معین از جمله بیع، مزایا و معایب متعددی دارد. گاهی به وسیله این عقد می توان از شروط متعدد و پیچیده سایر عقود مثل بیع (خرید و فروش) خلاص شد و گاهی نیز بدون این که مردم بدانند از حقوق و مزایایی که برای سایر عقود در نظر گرفته شده محروم می‌شوند. به عنوان مثال اگر طرفین عقد جایزی مثل عاریه را که در صورت فوت، جنون یا سفه یکی از طرفین از بین می رود و هر یک از طرفین هر زمان که بخواهند می توانند عقد را بر هم زنند، را در قالب عقد صلح منعقد نمایند، عقد لازم شده و امکان موارد پیش گفته مهیا نخواهد بود.

در صورتی که تمایل داشته باشید، می توانید از مجموعه حقوقی آریا  وکیل مناسب قراردادصلح را درخواست کنید. ما به شما زبده ترین وکیل ها را در شهر مشهد معرفی می کنیم. برای دسترسی به اطلاعات تماس با ما کلیک کنید…

عقد صلح
عقد صلح

انواع صلح

در قانون مدنی عقد صلح به دو دسته تقسیم می شود:

1- صلح در جهت رفع تنازع: صلحی است که در آن طرفین دعوا با یکدیگر تراضی می کنند و به دعوا خاتمه می دهند.
2- صلحی که منتهی به انعقاد معامله می شود: این صلح عقدی است که می تواند جایگزین عقود دیگری مانند بیع، اجاره، عاریه، هبه و ابراء شود، اگرچه شرایط و احکام خاص آن معامله را ندارد. مانند اینکه در بیع برای شریک حق شفعه وجود دارد اما در صلح چنین امکانی وجود نخواهد داشت حتی اگر در مقام بیع واقع شود.

نکات مهم قرارداد صلح – صلحنامه

  •  صلح در ابتدا فقط در مورد رفع اختلافات بکار می رفت ولی بتدریج ماهیت خود را تغییر داد و مانند معامله مستقلی در ردیف عقود معینه دیگر درآمد.مطابق ماده 752 قانون مدنی، صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود و یا جلوگیری از تنارع احتمالی در مورد معامله و غیرآن واقع شود.صلح هم در موضع رفع تنازع و اختلاف موجود و احتمالی و هم بصورت معامله ای مستقل بکار می رود .
  •  صلح خواه در مقام معامله باشد یا در مقام رفع تنازع، مانند سایر عقود معین باید دارای شرایط اساسی صحت معامله مطابق ماده 190 قانون مدنی باشد.
  •  همانطور که  ماده 753 قانون مدنی اذعان میدارد: برای صحت صلح، طرفین باید اهلیت معامله و تصرف در مورد صلح داشته باشند.
  •  منظور از اهلیت معامله، عقل و بلوغ و اختیار و قصد باشد و منظور از اهلیت تصرف، اختیار تصرف در مورد صلح است که شخص مرتهن و ورشکسته فاقد آن اختیار می باشند.
  •  مطابق ماده 758 قانون مدنی، صلح در مقام معاملات هرچند نتیجه معامله را که بجای ان واقع شده است را می دهد لیکن شرایط و احکام خاصه آن معامله را ندارد بنابراین اگر مورد صلح، عین باشد در مقابل عوض، نتیجه آن همان بیع خواهد بود بدون اینکه شرایط و احکام خاصه بیع در آن مجری شود.
  •  مطابق ماده 456، احکام خاصه بیع، خیارات مختصه( خیار مجلس،خیار حیوان، خیار تاخیر ثمن) و انفساخ در مورد تلف مبیع قبل از قبض در آن موجود نمی گردد،زیرا انها از احکام خاصه بیع می باشد.
  • صلح بر دو قسم است:
  • صلح بر دعوی و صلح مستقل

    صلح یا ممکن است در مورد رفع تنازع موجود واقع شود مانند اینکه اختلافی پیش آمده یا دعوایی مطرح شده باشد و طرفین آن را به صلح خاتمه دهند.کسی پس از اقامه دعوی مالکیت نسبت به زمینی بر دیگری، دعوی را با او صلح نماید و مبلغی بعنوان مال الصلح از وی بگیرد.ممکن است برای رفع تنازع احتمالی واقع شود مانند اینکه:کسی مالی را از دیگری می خرد و کلیه حقوق احتمالی و فرضیه خود را از هر جهت نسبت به آن مال به دیگری صلح میکند. منشاء تنازع که بخاطر آن صلح اتفاق افتاده است میتواند معامله یا غیر آن باشد.
    طبق ماده 755، صلح با انکار دعوی نیز جایز است بنابراین درخواست صلح اقرار محسوب نمی شود.هرگاه مدعی علیه مفاد ادعای طرف را نپذیرد و بعد از آن به صلح بنشینند صلح با انکار دعوی خواهد بود.
    ماده 766 قانون مدنی اذعان میدارد: اگر طرفین بطور کلی تمام دعاوی واقعیه و فرضیه خود را به صلح خاتمه داده باشد کلیه دعاوی داخل در صلح محسوب است اگرچه منشا دعوی در حین صلح معلوم نباشد مگر اینکه صلح بر حسب قرائن شامل آن نگردد.
    ماده 765 قانون مدنی اذعان میدارد:صلح دعوی ناشی از معامله باطله، باطل است ولی صلح دعوی ناشی از بطلان معامله صحیح است:صلح دعوی مبتنی بر معامله باطله، باطل است.هرگاه معلوم شود معامله ای که صلح بر مبنای آن واقع شده است، باطل بوده،  صلح نیز باطل است.
    صلح دعوی ناشی از بطلان معامله صحیح است:و آن در صورتی است که در صحت معامله بین طرفین اختلاف باشد چنانکه یکی از طرفین به جهتی از جهات درخواست بطلان معامله را بنماید و دیگری منکر ان باشد مثلاً بایع به استناد آنکه معامله صوری بوده و قصد نداشته خواهان بطلان معامله شود و مشتری منکر آن گردد و متبایعین دعوای مذبور را به صلح خاتمه دهند و بایع مبلغی را بعنوان مال الصلح به مشتری پرداخت کند نتیجه این صلح آن است که مصالح دیگر نمیتواند در دادگاه تقاضای ابطال معامله را بنماید و تقاضای ابطال معامله را به دیگری صلح نموده است.

صلح محاباتی چیست؟

صلح محاباتی به صلحی گفته می شود که بلاعوض باشد و یا عوض آن به میزانی باشد که ارزش آن برابر با مال مورد صلح نباشد. به عنوان مثال شخصی ملک خود را در ازای صد هزار تومان به دیگری صلح می کند.

صلح خیاری چیست؟

صلح خیاری به صلحی اطلاق می شود که در آن برای مصالح (کسی که مال خودش را صلح می کند) امکان فسخ و بهم زدن معامله وجود داشته باشد. مدت زمانی که مصالح امکان فسخ عقد صلح را دارد می تواند مدت معین مثلا پنج سال باشد و یا می تواند مدت عمر متصالح یا شخص ثالث باشد طوری که اگر متصالح (کسی که مال به او صلح شده است) یا ثالثی که معین گردید فوت نماید عقد صلح باطل شود.

صلح معوض و غیرمعوض چیست؟

صلح معوض به صلحی گفته می شود که دارای عوض است یعنی در مقابل مالی که صلح می گردد متصالح باید ثمن یا مبلغ مشخصی را به مصالح پرداخت کند. صلح غیرمعوض صلحی است که به صورت بلاعوض منعقد می گردد یعنی متصالح در مقابل مالی که به ایشان صلح گردید یا عوضی پرداخت نمی کند و یا عوضی که می پردازد بسیار ناچیز خواهد بود.

صلح نامه چیست؟

صلح نامه سند و نوشته ای است که در آن شخص مصالح، مال خود را به متصالح صلح می کند. صلح نامه می تواند یک صلح نامه دستی یا صلح نامه عادی باشد و یا می تواند یک صلح نامه رسمی باشد. صلح نامه عادی یا دستی همان است که طرفین صلح خود و یا یک وکیل یا شخص بنگاه دار آن را تنظیم می کنند و تنظیم صلح نامه رسمی در دفاتر اسناد رسمی انجام می گردد. تنظیم صلح نامه چه به صورت عادی و چه به صورت رسمی می تواند تحت عنوان صلح نامه ملکی، صلح نامه سهم الارث، صلح نامه سرقفلی، صلحنامه غیرمنقول، صلح نامه منقول و … باشد.

موارد ابطال صلح نامه

برخی موارد در عقد صلح اگر اتفاق بیفتد موجب ابطال عقد صلح یا صلح نامه تنظیمی می گردد که در این قسمت بیان می شود:

1- در صورتی که طرفین معامله عاقل و بالغ و رشید نباشند.
2- درصورتی که عقد صلح صوری باشد.
3- در صورتی که مال مورد صلح مال مشروع نباشد.
4- در صورتی که مصالح، مالک مال مورد صلح نباشد و اختیاری هم از این حیث نداشته باشد.
5- در صورتی که نسبت به مال مورد صلح یا طرف مصالحه اشتباهی رخ دهد.
6- در صورتی که موضوع صلح وجود خارجی نداشته باشد یا قابل انتفاع نباشد.
7- در صورتی که در صلح نامه جعل یا انکار یا تردید صورت گرفته باشد و این امر ثابت گردد.

شرایط صحت صلح

عقد صلح مانند دیگر عقود دارای شرایطی است که در این قسمت بیان خواهد شد:

1- دو طرف عقد صلح باید اهلیت در انجام معامله و اهلیت در تصرف مال مورد صلح را داشته باشند. یعنی باید عاقل و بالغ و رشید باشند.
2- انعقاد عقد صلح نباید صوری و برای فرار از دین باشد.
3- عقد صلح باید برای امور شرعی واقع گردد.
4- شخص باید مالک مالی باشد که صلح می کند. بنابراین صلح اموال بدون صاحب و همینطور صلح اموال دولتی امکان پذیر نمی باشد.
5- صلح زمانی صحیح است که نسبت به شخص متصالح و همینطور نسبت به مالی که صلح می شود اشتباهی رخ ندهد.

صلح عمرا چیست؟

در قانون مدنی در خصوص صلح عمری صحبتی نشده است. اما در ماده 41 همان قانون، عمری به معنای حق انتفاعی است که به موجب عقدی از طرف مالک برای شخص به مدت عمر مالک یا شخص ثالثی که می تواند شخص منتفع نیز باشد ایجاد می گردد. برای مثال شخص در قالب عقد صلح ملکی را به فرزندش واگذار می کند اما برای خود یا همسرش یا والدینش حق انتفاع عمرا قرار می دهد به این نحو که تا زمانی که زنده اند بتوانند از این ملک استفاده کنند اما مالکیت آن برای فرزندش می باشد. حتی اگر این ملک به فروش برسد حق انتفاع عمرا برای شخصی که حق عمرا برای اوست باقی خواهد ماند.

شماره بهترین وکلای مهریه

نحوه مطالبه مهریه

نحوه مطالبه مهریه در مشهد بدین صورت است: وکیل مشهد در صورتی که سند ازدواج رسمی باشد ابتدا برای مطالبه مهریه، به دفتر محل ثبت ازدواج مراجعه کرد تا اجراییه صادر نماید و  اجراییه را به صورت سیستمی به اداره ثبت اسناد و املاک مشهد (واحد مهریه) ارسال نماید. Continue reading “شماره بهترین وکلای مهریه”

شماره وکیل حضانت

حضانت

حضانت به معنای سرپرستی و نگهداری طفلی که پدر و مادرش جدا از هم زندگی می کنند و در قانون، حضانت برای مادر چه فرزند دختر باشد چه پسر تا هفت سالگی است و از سن بلوغ به بعد طفل مختار است که با پدر زندگی کند یا با مادر.

در صورتی که تمایل داشته باشید، می توانید از مجموعه حقوقی آریا  وکیل مناسب حضانت را  درخواست کنید. ما به شما زبده ترین وکیل ها را به شما معرفی می کنیم. برای دسترسی به اطلاعات تماس با ما کلیک کنید…

مسئولیت حضانت فرزند
مسئولیت حضانت فرزند

موارد سلب حضانت :

الف) اگر مادر که حضانت فرزند را برعهده دارد، ازدواج مجدد کند،  حق حضانت از مادر سلب خواهد شد و به پدر منتقل می شود اما اگر پدر فوت کرده باشد، حضانت کماکان برعهده مادر خواهد بود.

ب) اگر هر یک از پدر و مادر فوت کنند، حضانت به پدر یا مادری که در قید حیات هستند منتقل خواهد شد.

ج) اگر شخص اعتیاد زیان‌آور به مواد مخدر یا الکل، مشهور به فحشاء، مبتلا  به بیماری روانی، تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف داشته باشد  از وی سلب حضانت می شود.

تکلیف و اجبار به حضانت

گفته شد که چهره دیگر حضانت تکلیف والدین است. مطابق ماده ۱۱۷۲ قانون مدنی در این خصوص مقرر کرده است «  هیچیک از ابوین حق ندارند در مدتی که حضانت طفل بعهده آنها است از نگاهداری او امتناع کند در صورت امتناع یکی از ابوین حاکم باید به تقاضای دیگری یا تقاضای قیم یا یکی از اقربا و یا به تقاضای مدعی العموم نگاهداری طفل رابه هریک از ابوین که حضانت بعهده اوست الزام کند و در صورتی که الزام ممکن یا موثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هرگاه پدرفوت شده باشد به خرج مادر تامین کند.» پس دادگاه می تواند کسی را حضانت به عهده اوست در صورت استنکاف الزام به حضانت نماید تا به تکلیف خود عمل کند

ماده ۴۰ قانون حمایت خانواده نیز مسئولیت کیفری برای عدم انجام وظیفه نگهداری مقرر کرده است.
ماده ۴۰ قانون حمایت از خانواده  «هرکس از اجرای حکم دادگاه در مورد حضانت طفل استنکاف کند یا مانع اجرای آن شود یا از استرداد طفل امتناع ورزد، حسب تقاضای ذی ‌ نفع و به ‌ دستور دادگاه صادرکننده رأی نخستین تا زمان اجرای حکم بازداشت می ‌ شود. »

ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده: «هرگاه مسئول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند یا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذی ‌ حق شود، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و درصورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می ‌ شود. »

 مجازات جلوگیری از ملاقات فرزند :

آن شخص که حضانت فرزند با اوست، حق ندارد از ملاقات فرزند با طرف مقابل جلوگیری کند و اگر این عمل انجام شد، طرف مقابل می تواند شکایت کند و اگر تکرار و استمرار پیدا کرد، باعث سلب حضانت می شود.

طبق ماده ۶۳۲ بخش تعزیرات مصوب سال ۱۳۷۵  قانون مجازات اسلامی، اگر کسی از دادن طفلی که به او سپرده شده است در موقع مطالبه اشخاصی که قانونا حق مطالبه دارند امتناع کند به مجازات از سه ماه تا شش ماه حبس یا به جزای نقدی محکوم خواهد شد .

 تکلیف حضانت در مقابل حق حضانت :

چهره دیگری از حضانت، تکلیف و الزام والدین به حضانت می باشد. بنابر ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ ، هر گاه مسئول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و در صورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می شود.

مرجع صالح رسیدگی به دعوای حضانت :

از نظر صلاحیت ذاتی، طبق قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ دادگاه خانواده صالح به رسیدگی می باشد.

از نظر صلاحیت محلی، طبق قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال ۱۳۷۹ دادگاه محل اقامت خوانده صالح به رسیدگی است. بطور مثال اگر زن در شیراز اقامت داشته باشد و مرد در تهران اقامت داشته باشد و مرد قصد طرح دعوای حضانت داشته باشد، باید در دادگاه خانواده شیراز اقدام به طرح دعوا کند.

 دستور موقت ملاقات فرزند :

ممکن است که رسیدگی به دعوای حضانت در دادگاه به طول انجامد و قانون به کسی که حق ملاقات دارد این اجازه را داده است که از قاضی خانواده تقاضا  کند که تا تعیین تکلیف نهایی در خصوص حضانت، دستور موقت ملاقات فرزند را صادر کند. برای صدور دستور موقت نیاز به اخذ تامین نمی باشد و همچنین برای اجرای آن نیاز به اذن رئیس حوزه قضایی نمی باشد.

حق حضانت در صورت فوت یکی از والدین

مطابق ماده ۱۱۷۱ قانون مدنی در صورت فوت یکی از پدر یا مادر حضانت با دیگری است. بنابراین با فوت پدر نگهداری طفل با مادر است. عنایت داشته باشید که اگر پدر بزرگ پدری فرزند در قید حیات باشد ولایت با اوست. ولی نگهداری و حضانت با مادر است. پدر بزرگ در صورتی می تواند سلب حضانت مادر کند که ثابت کند نگهداری و مراقبت او به صلاح و مصلحت فرزند نیست و مادر فاقد صلاحیت لازم است.

ماده ۴۳ قانون حمایت خانواده مقرر کرده است: «حضانت فرزندانی که پدرشان فوت شده با مادر آنها است مگر آنکه دادگاه به تقاضای ولی قهری یا دادسـتان، اعطای حضـانت به مادر را خلاف مصلحت فرزند تشخیص دهد.»

حضانت

حضانت به معنای سرپرستی و نگهداری طفلی که پدر و مادرش جدا از هم زندگی می کنند و در قانون، حضانت برای مادر چه فرزند دختر باشد چه پسر تا هفت سالگی است و از سن بلوغ به بعد طفل مختار است که با پدر زندگی کند یا با مادر.

در صورتی که تمایل داشته باشید، می توانید از مجموعه حقوقی آریا  وکیل مناسب حضانت را  درخواست کنید. ما به شما زبده ترین وکیل ها را در شهر مشهد معرفی می کنیم. برای دسترسی به اطلاعات تماس با ما کلیک کنید…

مسئولیت حضانت فرزند
مسئولیت حضانت فرزند

موارد سلب حضانت :

الف) اگر مادر که حضانت فرزند را برعهده دارد، ازدواج مجدد کند،  حق حضانت از مادر سلب خواهد شد و به پدر منتقل می شود اما اگر پدر فوت کرده باشد، حضانت کماکان برعهده مادر خواهد بود.

ب) اگر هر یک از پدر و مادر فوت کنند، حضانت به پدر یا مادری که در قید حیات هستند منتقل خواهد شد.

ج) اگر شخص اعتیاد زیان‌آور به مواد مخدر یا الکل، مشهور به فحشاء، مبتلا  به بیماری روانی، تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف داشته باشد  از وی سلب حضانت می شود.

تکلیف و اجبار به حضانت

گفته شد که چهره دیگر حضانت تکلیف والدین است. مطابق ماده ۱۱۷۲ قانون مدنی در این خصوص مقرر کرده است «  هیچیک از ابوین حق ندارند در مدتی که حضانت طفل بعهده آنها است از نگاهداری او امتناع کند در صورت امتناع یکی از ابوین حاکم باید به تقاضای دیگری یا تقاضای قیم یا یکی از اقربا و یا به تقاضای مدعی العموم نگاهداری طفل رابه هریک از ابوین که حضانت بعهده اوست الزام کند و در صورتی که الزام ممکن یا موثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هرگاه پدرفوت شده باشد به خرج مادر تامین کند.» پس دادگاه می تواند کسی را حضانت به عهده اوست در صورت استنکاف الزام به حضانت نماید تا به تکلیف خود عمل کند

ماده ۴۰ قانون حمایت خانواده نیز مسئولیت کیفری برای عدم انجام وظیفه نگهداری مقرر کرده است.
ماده ۴۰ قانون حمایت از خانواده  «هرکس از اجرای حکم دادگاه در مورد حضانت طفل استنکاف کند یا مانع اجرای آن شود یا از استرداد طفل امتناع ورزد، حسب تقاضای ذی ‌ نفع و به ‌ دستور دادگاه صادرکننده رأی نخستین تا زمان اجرای حکم بازداشت می ‌ شود. »

ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده: «هرگاه مسئول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند یا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذی ‌ حق شود، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و درصورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می ‌ شود. »

 مجازات جلوگیری از ملاقات فرزند :

آن شخص که حضانت فرزند با اوست، حق ندارد از ملاقات فرزند با طرف مقابل جلوگیری کند و اگر این عمل انجام شد، طرف مقابل می تواند شکایت کند و اگر تکرار و استمرار پیدا کرد، باعث سلب حضانت می شود.

طبق ماده ۶۳۲ بخش تعزیرات مصوب سال ۱۳۷۵  قانون مجازات اسلامی، اگر کسی از دادن طفلی که به او سپرده شده است در موقع مطالبه اشخاصی که قانونا حق مطالبه دارند امتناع کند به مجازات از سه ماه تا شش ماه حبس یا به جزای نقدی محکوم خواهد شد .

 تکلیف حضانت در مقابل حق حضانت :

چهره دیگری از حضانت، تکلیف و الزام والدین به حضانت می باشد. بنابر ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ ، هر گاه مسئول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و در صورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می شود.

مرجع صالح رسیدگی به دعوای حضانت :

از نظر صلاحیت ذاتی، طبق قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ دادگاه خانواده صالح به رسیدگی می باشد.

از نظر صلاحیت محلی، طبق قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال ۱۳۷۹ دادگاه محل اقامت خوانده صالح به رسیدگی است. بطور مثال اگر زن در شیراز اقامت داشته باشد و مرد در تهران اقامت داشته باشد و مرد قصد طرح دعوای حضانت داشته باشد، باید در دادگاه خانواده شیراز اقدام به طرح دعوا کند.

 دستور موقت ملاقات فرزند :

ممکن است که رسیدگی به دعوای حضانت در دادگاه به طول انجامد و قانون به کسی که حق ملاقات دارد این اجازه را داده است که از قاضی خانواده تقاضا  کند که تا تعیین تکلیف نهایی در خصوص حضانت، دستور موقت ملاقات فرزند را صادر کند. برای صدور دستور موقت نیاز به اخذ تامین نمی باشد و همچنین برای اجرای آن نیاز به اذن رئیس حوزه قضایی نمی باشد.

حق حضانت در صورت فوت یکی از والدین

مطابق ماده ۱۱۷۱ قانون مدنی در صورت فوت یکی از پدر یا مادر حضانت با دیگری است. بنابراین با فوت پدر نگهداری طفل با مادر است. عنایت داشته باشید که اگر پدر بزرگ پدری فرزند در قید حیات باشد ولایت با اوست. ولی نگهداری و حضانت با مادر است. پدر بزرگ در صورتی می تواند سلب حضانت مادر کند که ثابت کند نگهداری و مراقبت او به صلاح و مصلحت فرزند نیست و مادر فاقد صلاحیت لازم است.

ماده ۴۳ قانون حمایت خانواده مقرر کرده است: «حضانت فرزندانی که پدرشان فوت شده با مادر آنها است مگر آنکه دادگاه به تقاضای ولی قهری یا دادسـتان، اعطای حضـانت به مادر را خلاف مصلحت فرزند تشخیص دهد.»

 

شماره بهترین وکلای مهریه

نحوه مطالبه مهریه

نحوه مطالبه مهریه در مشهد بدین صورت است: وکیل مشهد در صورتی که سند ازدواج رسمی باشد ابتدا برای مطالبه مهریه، به دفتر محل ثبت ازدواج مراجعه کرد تا اجراییه صادر نماید و  اجراییه را به صورت سیستمی به اداره ثبت اسناد و املاک مشهد (واحد مهریه) ارسال نماید. Continue reading “شماره بهترین وکلای مهریه”

بهترین وکیل عقد قرارداد صلح

صلح در لغت

صلح در لغت به معنای آشتی، توافق، سازش و مواردی از این قبیل است. در حقوق و قوانین موضوعه عقد صلح یکی از عقود معین محسوب می شود. عقود معین به آن دسته از عقود می گویند که شرایط و اوصاف آن در قانون ذکر شده باشد. قانونگذار تعریفی از عقد صلح بیان نکرده است و فقط در ماده 752 قانون مدنی اینگونه شرح داده شده است:

پس از آن مواد 753 تا 770 قانون مدنی به توضیح شرایط و ویژگی های این عقد پرداخته است. در جامعه افراد گاه دعاوی خود را از طریق صلح در دادگاه یا دفاتر اسناد رسمی یا به صورت عادی خاتمه می دهند یا گاهی نیز از آن به عنوان جایگزین سایر عقود از جمله بیع استفاده می کنند. استفاده از عقد صلح به عنوان جایگزین سایر عقود معین از جمله بیع، مزایا و معایب متعددی دارد. گاهی به وسیله این عقد می توان از شروط متعدد و پیچیده سایر عقود مثل بیع (خرید و فروش) خلاص شد و گاهی نیز بدون این که مردم بدانند از حقوق و مزایایی که برای سایر عقود در نظر گرفته شده محروم می‌شوند. به عنوان مثال اگر طرفین عقد جایزی مثل عاریه را که در صورت فوت، جنون یا سفه یکی از طرفین از بین می رود و هر یک از طرفین هر زمان که بخواهند می توانند عقد را بر هم زنند، را در قالب عقد صلح منعقد نمایند، عقد لازم شده و امکان موارد پیش گفته مهیا نخواهد بود.

در صورتی که تمایل داشته باشید، می توانید از مجموعه حقوقی آریا  وکیل مناسب قراردادصلح را درخواست کنید. ما به شما زبده ترین وکیل ها را به شما معرفی می کنیم. برای دسترسی به اطلاعات تماس با ما کلیک کنید…

عقد صلح
عقد صلح

انواع صلح

در قانون مدنی عقد صلح به دو دسته تقسیم می شود:

1- صلح در جهت رفع تنازع: صلحی است که در آن طرفین دعوا با یکدیگر تراضی می کنند و به دعوا خاتمه می دهند.
2- صلحی که منتهی به انعقاد معامله می شود: این صلح عقدی است که می تواند جایگزین عقود دیگری مانند بیع، اجاره، عاریه، هبه و ابراء شود، اگرچه شرایط و احکام خاص آن معامله را ندارد. مانند اینکه در بیع برای شریک حق شفعه وجود دارد اما در صلح چنین امکانی وجود نخواهد داشت حتی اگر در مقام بیع واقع شود.

نکات مهم قرارداد صلح – صلحنامه

  •  صلح در ابتدا فقط در مورد رفع اختلافات بکار می رفت ولی بتدریج ماهیت خود را تغییر داد و مانند معامله مستقلی در ردیف عقود معینه دیگر درآمد.مطابق ماده 752 قانون مدنی، صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود و یا جلوگیری از تنارع احتمالی در مورد معامله و غیرآن واقع شود.صلح هم در موضع رفع تنازع و اختلاف موجود و احتمالی و هم بصورت معامله ای مستقل بکار می رود .
  •  صلح خواه در مقام معامله باشد یا در مقام رفع تنازع، مانند سایر عقود معین باید دارای شرایط اساسی صحت معامله مطابق ماده 190 قانون مدنی باشد.
  •  همانطور که  ماده 753 قانون مدنی اذعان میدارد: برای صحت صلح، طرفین باید اهلیت معامله و تصرف در مورد صلح داشته باشند.
  •  منظور از اهلیت معامله، عقل و بلوغ و اختیار و قصد باشد و منظور از اهلیت تصرف، اختیار تصرف در مورد صلح است که شخص مرتهن و ورشکسته فاقد آن اختیار می باشند.
  •  مطابق ماده 758 قانون مدنی، صلح در مقام معاملات هرچند نتیجه معامله را که بجای ان واقع شده است را می دهد لیکن شرایط و احکام خاصه آن معامله را ندارد بنابراین اگر مورد صلح، عین باشد در مقابل عوض، نتیجه آن همان بیع خواهد بود بدون اینکه شرایط و احکام خاصه بیع در آن مجری شود.
  •  مطابق ماده 456، احکام خاصه بیع، خیارات مختصه( خیار مجلس،خیار حیوان، خیار تاخیر ثمن) و انفساخ در مورد تلف مبیع قبل از قبض در آن موجود نمی گردد،زیرا انها از احکام خاصه بیع می باشد.
  • صلح بر دو قسم است:
  • صلح بر دعوی و صلح مستقل

    صلح یا ممکن است در مورد رفع تنازع موجود واقع شود مانند اینکه اختلافی پیش آمده یا دعوایی مطرح شده باشد و طرفین آن را به صلح خاتمه دهند.کسی پس از اقامه دعوی مالکیت نسبت به زمینی بر دیگری، دعوی را با او صلح نماید و مبلغی بعنوان مال الصلح از وی بگیرد.ممکن است برای رفع تنازع احتمالی واقع شود مانند اینکه:کسی مالی را از دیگری می خرد و کلیه حقوق احتمالی و فرضیه خود را از هر جهت نسبت به آن مال به دیگری صلح میکند. منشاء تنازع که بخاطر آن صلح اتفاق افتاده است میتواند معامله یا غیر آن باشد.
    طبق ماده 755، صلح با انکار دعوی نیز جایز است بنابراین درخواست صلح اقرار محسوب نمی شود.هرگاه مدعی علیه مفاد ادعای طرف را نپذیرد و بعد از آن به صلح بنشینند صلح با انکار دعوی خواهد بود.
    ماده 766 قانون مدنی اذعان میدارد: اگر طرفین بطور کلی تمام دعاوی واقعیه و فرضیه خود را به صلح خاتمه داده باشد کلیه دعاوی داخل در صلح محسوب است اگرچه منشا دعوی در حین صلح معلوم نباشد مگر اینکه صلح بر حسب قرائن شامل آن نگردد.
    ماده 765 قانون مدنی اذعان میدارد:صلح دعوی ناشی از معامله باطله، باطل است ولی صلح دعوی ناشی از بطلان معامله صحیح است:صلح دعوی مبتنی بر معامله باطله، باطل است.هرگاه معلوم شود معامله ای که صلح بر مبنای آن واقع شده است، باطل بوده،  صلح نیز باطل است.
    صلح دعوی ناشی از بطلان معامله صحیح است:و آن در صورتی است که در صحت معامله بین طرفین اختلاف باشد چنانکه یکی از طرفین به جهتی از جهات درخواست بطلان معامله را بنماید و دیگری منکر ان باشد مثلاً بایع به استناد آنکه معامله صوری بوده و قصد نداشته خواهان بطلان معامله شود و مشتری منکر آن گردد و متبایعین دعوای مذبور را به صلح خاتمه دهند و بایع مبلغی را بعنوان مال الصلح به مشتری پرداخت کند نتیجه این صلح آن است که مصالح دیگر نمیتواند در دادگاه تقاضای ابطال معامله را بنماید و تقاضای ابطال معامله را به دیگری صلح نموده است.

صلح محاباتی چیست؟

صلح محاباتی به صلحی گفته می شود که بلاعوض باشد و یا عوض آن به میزانی باشد که ارزش آن برابر با مال مورد صلح نباشد. به عنوان مثال شخصی ملک خود را در ازای صد هزار تومان به دیگری صلح می کند.

صلح عمرا چیست؟

در قانون مدنی در خصوص صلح عمری صحبتی نشده است. اما در ماده 41 همان قانون، عمری به معنای حق انتفاعی است که به موجب عقدی از طرف مالک برای شخص به مدت عمر مالک یا شخص ثالثی که می تواند شخص منتفع نیز باشد ایجاد می گردد. برای مثال شخص در قالب عقد صلح ملکی را به فرزندش واگذار می کند اما برای خود یا همسرش یا والدینش حق انتفاع عمرا قرار می دهد به این نحو که تا زمانی که زنده اند بتوانند از این ملک استفاده کنند اما مالکیت آن برای فرزندش می باشد. حتی اگر این ملک به فروش برسد حق انتفاع عمرا برای شخصی که حق عمرا برای اوست باقی خواهد ماند.

صلح خیاری چیست؟

صلح خیاری به صلحی اطلاق می شود که در آن برای مصالح (کسی که مال خودش را صلح می کند) امکان فسخ و بهم زدن معامله وجود داشته باشد. مدت زمانی که مصالح امکان فسخ عقد صلح را دارد می تواند مدت معین مثلا پنج سال باشد و یا می تواند مدت عمر متصالح یا شخص ثالث باشد طوری که اگر متصالح (کسی که مال به او صلح شده است) یا ثالثی که معین گردید فوت نماید عقد صلح باطل شود.

صلح معوض و غیرمعوض چیست؟

صلح معوض به صلحی گفته می شود که دارای عوض است یعنی در مقابل مالی که صلح می گردد متصالح باید ثمن یا مبلغ مشخصی را به مصالح پرداخت کند. صلح غیرمعوض صلحی است که به صورت بلاعوض منعقد می گردد یعنی متصالح در مقابل مالی که به ایشان صلح گردید یا عوضی پرداخت نمی کند و یا عوضی که می پردازد بسیار ناچیز خواهد بود.

شرایط صحت صلح

عقد صلح مانند دیگر عقود دارای شرایطی است که در این قسمت بیان خواهد شد:

1- دو طرف عقد صلح باید اهلیت در انجام معامله و اهلیت در تصرف مال مورد صلح را داشته باشند. یعنی باید عاقل و بالغ و رشید باشند.
2- انعقاد عقد صلح نباید صوری و برای فرار از دین باشد.
3- عقد صلح باید برای امور شرعی واقع گردد.
4- شخص باید مالک مالی باشد که صلح می کند. بنابراین صلح اموال بدون صاحب و همینطور صلح اموال دولتی امکان پذیر نمی باشد.
5- صلح زمانی صحیح است که نسبت به شخص متصالح و همینطور نسبت به مالی که صلح می شود اشتباهی رخ ندهد.

صلح نامه چیست؟

صلح نامه سند و نوشته ای است که در آن شخص مصالح، مال خود را به متصالح صلح می کند. صلح نامه می تواند یک صلح نامه دستی یا صلح نامه عادی باشد و یا می تواند یک صلح نامه رسمی باشد. صلح نامه عادی یا دستی همان است که طرفین صلح خود و یا یک وکیل یا شخص بنگاه دار آن را تنظیم می کنند و تنظیم صلح نامه رسمی در دفاتر اسناد رسمی انجام می گردد. تنظیم صلح نامه چه به صورت عادی و چه به صورت رسمی می تواند تحت عنوان صلح نامه ملکی، صلح نامه سهم الارث، صلح نامه سرقفلی، صلحنامه غیرمنقول، صلح نامه منقول و … باشد.

موارد ابطال صلح نامه

برخی موارد در عقد صلح اگر اتفاق بیفتد موجب ابطال عقد صلح یا صلح نامه تنظیمی می گردد که در این قسمت بیان می شود:

1- در صورتی که طرفین معامله عاقل و بالغ و رشید نباشند.
2- درصورتی که عقد صلح صوری باشد.
3- در صورتی که مال مورد صلح مال مشروع نباشد.
4- در صورتی که مصالح، مالک مال مورد صلح نباشد و اختیاری هم از این حیث نداشته باشد.
5- در صورتی که نسبت به مال مورد صلح یا طرف مصالحه اشتباهی رخ دهد.
6- در صورتی که موضوع صلح وجود خارجی نداشته باشد یا قابل انتفاع نباشد.
7- در صورتی که در صلح نامه جعل یا انکار یا تردید صورت گرفته باشد و این امر ثابت گردد.

بهترین وکیل برای حق حضانت

حضانت

حضانت به معنای سرپرستی و نگهداری طفلی که پدر و مادرش جدا از هم زندگی می کنند و در قانون، حضانت برای مادر چه فرزند دختر باشد چه پسر تا هفت سالگی است و از سن بلوغ به بعد طفل مختار است که با پدر زندگی کند یا با مادر.

در صورتی که تمایل داشته باشید، می توانید از مجموعه حقوقی آریا  وکیل مناسب حضانت را  درخواست کنید. ما به شما زبده ترین وکیل ها را معرفی می کنیم. برای دسترسی به اطلاعات تماس با ما کلیک کنید…

مسئولیت حضانت فرزند
مسئولیت حضانت فرزند

موارد سلب حضانت :

الف) اگر مادر که حضانت فرزند را برعهده دارد، ازدواج مجدد کند،  حق حضانت از مادر سلب خواهد شد و به پدر منتقل می شود اما اگر پدر فوت کرده باشد، حضانت کماکان برعهده مادر خواهد بود.

ب) اگر هر یک از پدر و مادر فوت کنند، حضانت به پدر یا مادری که در قید حیات هستند منتقل خواهد شد.

ج) اگر شخص اعتیاد زیان‌آور به مواد مخدر یا الکل، مشهور به فحشاء، مبتلا  به بیماری روانی، تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف داشته باشد  از وی سلب حضانت می شود.

 تکلیف حضانت در مقابل حق حضانت :

چهره دیگری از حضانت، تکلیف و الزام والدین به حضانت می باشد. بنابر ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ ، هر گاه مسئول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و در صورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می شود.

 مجازات جلوگیری از ملاقات فرزند :

آن شخص که حضانت فرزند با اوست، حق ندارد از ملاقات فرزند با طرف مقابل جلوگیری کند و اگر این عمل انجام شد، طرف مقابل می تواند شکایت کند و اگر تکرار و استمرار پیدا کرد، باعث سلب حضانت می شود.

طبق ماده ۶۳۲ بخش تعزیرات مصوب سال ۱۳۷۵  قانون مجازات اسلامی، اگر کسی از دادن طفلی که به او سپرده شده است در موقع مطالبه اشخاصی که قانونا حق مطالبه دارند امتناع کند به مجازات از سه ماه تا شش ماه حبس یا به جزای نقدی محکوم خواهد شد .

مرجع صالح رسیدگی به دعوای حضانت :

از نظر صلاحیت ذاتی، طبق قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ دادگاه خانواده صالح به رسیدگی می باشد.

از نظر صلاحیت محلی، طبق قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال ۱۳۷۹ دادگاه محل اقامت خوانده صالح به رسیدگی است. بطور مثال اگر زن در شیراز اقامت داشته باشد و مرد در تهران اقامت داشته باشد و مرد قصد طرح دعوای حضانت داشته باشد، باید در دادگاه خانواده شیراز اقدام به طرح دعوا کند.

 دستور موقت ملاقات فرزند :

ممکن است که رسیدگی به دعوای حضانت در دادگاه به طول انجامد و قانون به کسی که حق ملاقات دارد این اجازه را داده است که از قاضی خانواده تقاضا  کند که تا تعیین تکلیف نهایی در خصوص حضانت، دستور موقت ملاقات فرزند را صادر کند. برای صدور دستور موقت نیاز به اخذ تامین نمی باشد و همچنین برای اجرای آن نیاز به اذن رئیس حوزه قضایی نمی باشد.

حق حضانت در صورت فوت یکی از والدین

مطابق ماده ۱۱۷۱ قانون مدنی در صورت فوت یکی از پدر یا مادر حضانت با دیگری است. بنابراین با فوت پدر نگهداری طفل با مادر است. عنایت داشته باشید که اگر پدر بزرگ پدری فرزند در قید حیات باشد ولایت با اوست. ولی نگهداری و حضانت با مادر است. پدر بزرگ در صورتی می تواند سلب حضانت مادر کند که ثابت کند نگهداری و مراقبت او به صلاح و مصلحت فرزند نیست و مادر فاقد صلاحیت لازم است.

ماده ۴۳ قانون حمایت خانواده مقرر کرده است: «حضانت فرزندانی که پدرشان فوت شده با مادر آنها است مگر آنکه دادگاه به تقاضای ولی قهری یا دادسـتان، اعطای حضـانت به مادر را خلاف مصلحت فرزند تشخیص دهد.»

تکلیف و اجبار به حضانت

گفته شد که چهره دیگر حضانت تکلیف والدین است. مطابق ماده ۱۱۷۲ قانون مدنی در این خصوص مقرر کرده است «  هیچیک از ابوین حق ندارند در مدتی که حضانت طفل بعهده آنها است از نگاهداری او امتناع کند در صورت امتناع یکی از ابوین حاکم باید به تقاضای دیگری یا تقاضای قیم یا یکی از اقربا و یا به تقاضای مدعی العموم نگاهداری طفل رابه هریک از ابوین که حضانت بعهده اوست الزام کند و در صورتی که الزام ممکن یا موثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هرگاه پدرفوت شده باشد به خرج مادر تامین کند.» پس دادگاه می تواند کسی را حضانت به عهده اوست در صورت استنکاف الزام به حضانت نماید تا به تکلیف خود عمل کند

ماده ۴۰ قانون حمایت خانواده نیز مسئولیت کیفری برای عدم انجام وظیفه نگهداری مقرر کرده است.
ماده ۴۰ قانون حمایت از خانواده  «هرکس از اجرای حکم دادگاه در مورد حضانت طفل استنکاف کند یا مانع اجرای آن شود یا از استرداد طفل امتناع ورزد، حسب تقاضای ذی ‌ نفع و به ‌ دستور دادگاه صادرکننده رأی نخستین تا زمان اجرای حکم بازداشت می ‌ شود. »

ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده: «هرگاه مسئول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند یا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذی ‌ حق شود، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و درصورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می ‌ شود. »

حضانت در اسلام

بعد از تعریف لغوى و اصطلاحى حضانت و ماهیت آن و شرایط صاحب حق حضانت، به بررسى اقوال و ادله مختلف در این زمینه پردخته شده است. حق حضانت کودک در دوران شیرخوارگى، مشترک میان پدر و مادر است و پس از آن، متعلق به پدر مى‌باشد. با بررسی دیدگاه های مختلف فقها، چنین به دست می آید که حضانت کودک، به ترتیب اولویت بر والدین، واجب کفایی است و ذکر سن و زمان خاص در برخی از روایات، ناظر به انحصار سرپرستی کودک به یکی از والدین و الزام او نیست، به این گونه که امکان جابجایی حضانت در صورت توافق والدین و شایستگی آنها یا در شرایط عسر و حرج نباشد؛ بلکه تنها بیانگر اولویت در پذیرش این واجب است. افزون بر این، اولویت مادر برای سرپرستی کودک، پسر باشد یا دختر، تا هفت سالگی است. در فرض طلاق نیز، حق حضانت فرزند (اعم از پسر یا دختر) تا سن هفت سالگی، در صورتى که مادر ازدواج نکرده باشد، با اوست و پس از آن با پدر مى‌باشد. در فرض فقدان یکى از والدین نیز حق حضانت براى دیگرى ثابت است و حقى براى شخص ثالث، وجود ندارد.

بهترین وکیل نفقه فرزند و همسر

نفقه زن چیست؟

با ازدواج و آغاز زندگی مشترک زوجین نسبت به هم حقوق و تکالیفی دارند. یکی از حقوق زن بعد از ازدواج، حق نفقه است. مرد موظف است به زن و فرزندان خود نفقه بپردازد. نفقه به معنی تامین هزینه‌های لازم برای زندگی است که در عقد دائم بر عهده مرد قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر زن برای زندگی به امکاناتی مانند لباس یا غذا و غیره نیاز دارد که مرد موظف است این امکانات را فراهم کند و هزینه زندگی زن را بپردازد.

در صورتی که تمایل داشته باشید، می توانید از مجموعه حقوقی آریا  وکیل مناسب نفقه درخواست کنید. ما به شما زبده ترین وکیل ها را معرفی می کنیم. برای دسترسی به اطلاعات تماس با ما کلیک کنید…

وکیل نفقه در مشهد
وکیل نفقه در مشهد

نفقه شامل چه مواردی می‌ گردد؟

نفقه  زن شامل همه مواردی است که زن برای ادامه زندگی به آن نیاز دارد. به معنی تامین نیازهای متعارف زن است و شامل مواردی مانند: لباس، غذا، مسکن، لوازم زندگی و اثاث خانه، هزینه بهداشت و درمان و غیره.. است. البته لازم به ذکر است که برخی از امکاناتی که مرد فراهم می‌کند مانند لباس متلعق به زوجه است و او مالک آن است اما در مورد مسکن منظور این است که مرد باید خانه متناسب و درخوری فراهم کند و به این معنی نیست که ملک باید به نام زن باشد.

نحوه محاسبه نفقه چگونه است؟

میزان نفقه به طور دقیق در هیچ‌کجای قانون تعیین نشده است. با این حال نفقه به معنی تامین نیازهای زوجه در حد متعارف است. محاسبه نفقه زن و تعیین مقدار آن برعهده دادگاه است. به عبارت دیگر میزان نفقه با توجه به عرف، عادت مردم یک منطقه، وضعیت مالی مرد و شان خانوادگی زن و نحوه زندگی او پیش از ازدواج تعیین می‌شود. تعیین مقدار آن توسط کارشناس رسمی دادگستری انجام می‌شود. در صورت اعتراض به نظر کارشناس، طرفین می‌توانند با ذکر دلایل تا هفت روز برای اعتراض اقدام کنند.

نحوه محاسبه نفقه فرزند

هر فردی که فرزندی دارد موظف است نیازهای متعارف فرزند خود را برآورده کند و نسبت به او حقوق و تکالیفی دارد. کودکان و فرزندان افراد آسیب‌پذیری هستند که به حمایت والدین نیاز دارند. در همین راستا بر طبق قانون پدر موظف به پرداخت فرزند است. به عبارت دیگر حتی اگر حضانت فرزند به عهده مادر یا شخص دیگری غیر ازوالدین باشد، باز هم پدر باید نفقه فرزند خود را بپردازد. اگر پدر توان مالی پرداخت را نداشته باشد و یا از دنیا رفته باشد، پدربزرگ و در مرحله بعد اجداد پدری موظف به پرداخت هستند. اگر هیچ کدام توان مالی نداشتند یا در قید حیات نبودند مادر باید نیازهای زندگی فرزند خود را تامین کند. لازم به ذکر است که معمولا دختران تا قبل از ازدواج و یا مشغول به کار شدن و پسران تا هجده سالگی مشمول نفقه هستند.

نفقه در ایران

نفقه زوجه در ازدواج دائم در حقوق ايران و اسلام بر عهده شوهر است. در حقوق اسلام که احکام آن الهام بخش در تنظيم اصول و ضوابط بسياري از موضوعات يا تقريبا بيشتر موضوعات و مسائل قانون مدني مخصوصا در باب احکام نکاح است، تامين هزينه خانواده از جمله کليه مخارج شخصي زوجه دائم بر عهده شوهر است و زوجه در اين زمينه هيچگونه تعهد يا مسووليتي نخواهد داشت هر چند زوجه از ثروت فراواني برخوردار باشد.
بنابراين شوهر حق ندارد از تامين هزينه نيازهاي شخصي زن به علت دارا بودن و بي نياز بودن زن خودداري کند. اين حکم در حقوق ايران بدون ترديد اعمال مي گردد
.
به عبارت ديگر تکليف شوهر در پرداخت نفقه زوجه دائم چه در حقوق اسلام و چه در سيستم حقوقي ايران جزء احکام مسلم و تخلف ناپذير است و در حقوق اسلام مستندات اين حکم آيات قران و اخبار و روايات موثق واصله در اين زمينه است. بنابراين حکم شارع اسلام که مبناي قواعد قانوني مدني ايران در باب نفقه است با شرط خلاف آن قابل تغيير نيست و اگر بر زوجه دائم در هنگام انعقاد عقد ازدواج يا قبل و بعد از ازدواج شرط شود که نفقه و تامين هزينه شخصي زن در صورت ثروتمند و بي نياز بودن از جهت مالي بر عهده خود زوجه باشد چنين شرطي به علت مخالفت با حکم مسلم شرعي و در نتيجه به علت خلاف ضابطه آمده در سيستم حقوقي ايران باطل و بلا اثر خواهد بود و زن به شرط عدم نشوز و انجام وظايف زناشويي بدون عذر موجه استحقاق دريافت نفقه و هزينه زندگي شخصي خود را از شوهر خواهد داشت
.

نفقه فرزند نامشروع

فرزند نامشروع که حق نفقه ندارد. زیرا ممکن است منتسب به پدر نباشد و یا بدون رعایت موازین شرعی و قانونی فرزند تولد گردد که لازمه پرداخت نفقه اثبات نسب بوده و اگر موارد دیگری وجود داشته باشد که توافق تولد فرزند به یکی از آن دو نفر (زن و مرد) در صورت تولد تعلق گیرد. ملاک رأی دادگاه است.

نفقه فرزندخوانده

فرزند خوانده اگر از طریق امور سرپرستی با رعایت شرایط و قانون و احکامی که از طریق مقام قضائی به فردی اعطاء شده باشد کماکان پدر یا برحسب مورد مادر باید مطابق سایر فرزندان نسبت به پرداخت نفقه وی اقدام نماید.

 نفقه فرزندان بالای 18 سال

نفقه فرزندان بالای 18 سال عبارتست از ذکور تا 18 سال و تا پایان تحصیلات عالیه ولی اگر طفل محجور- معلول یا بواسطه تأئیدیه پزشکی قانونی قادر به تأمین معاش خود نباشد کماکان اولاد ذکور بعد از 18 سالگی به بعد پدر ایشان عهده دار نفقه ایشان میباشد و فرزند اناث تا مادام که شوهر نکند به عهده پدر ولی اگر شوهر کند و مطلقه شود و یا همسرش فوت نماید که مستمری نداشته باشد. کماکان نفقه وی هم به عهده پدر موکول شده است.

بهترین وکیل نفقه

نفقه زن چیست؟

با ازدواج و آغاز زندگی مشترک زوجین نسبت به هم حقوق و تکالیفی دارند. یکی از حقوق زن بعد از ازدواج، حق نفقه است. مرد موظف است به زن و فرزندان خود نفقه بپردازد. نفقه به معنی تامین هزینه‌های لازم برای زندگی است که در عقد دائم بر عهده مرد قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر زن برای زندگی به امکاناتی مانند لباس یا غذا و غیره نیاز دارد که مرد موظف است این امکانات را فراهم کند و هزینه زندگی زن را بپردازد.

در صورتی که تمایل داشته باشید، می توانید از مجموعه حقوقی آریا  وکیل مناسب نفقه درخواست کنید. ما به شما زبده ترین وکیل ها را معرفی می کنیم. برای دسترسی به اطلاعات تماس با ما کلیک کنید…

وکیل نفقه در مشهد
وکیل نفقه در مشهد

نفقه شامل چه مواردی می‌ گردد؟

نفقه  زن شامل همه مواردی است که زن برای ادامه زندگی به آن نیاز دارد. به معنی تامین نیازهای متعارف زن است و شامل مواردی مانند: لباس، غذا، مسکن، لوازم زندگی و اثاث خانه، هزینه بهداشت و درمان و غیره.. است. البته لازم به ذکر است که برخی از امکاناتی که مرد فراهم می‌کند مانند لباس متلعق به زوجه است و او مالک آن است اما در مورد مسکن منظور این است که مرد باید خانه متناسب و درخوری فراهم کند و به این معنی نیست که ملک باید به نام زن باشد.

نحوه محاسبه نفقه چگونه است؟

میزان نفقه به طور دقیق در هیچ‌کجای قانون تعیین نشده است. با این حال نفقه به معنی تامین نیازهای زوجه در حد متعارف است. محاسبه نفقه زن و تعیین مقدار آن برعهده دادگاه است. به عبارت دیگر میزان نفقه با توجه به عرف، عادت مردم یک منطقه، وضعیت مالی مرد و شان خانوادگی زن و نحوه زندگی او پیش از ازدواج تعیین می‌شود. تعیین مقدار آن توسط کارشناس رسمی دادگستری انجام می‌شود. در صورت اعتراض به نظر کارشناس، طرفین می‌توانند با ذکر دلایل تا هفت روز برای اعتراض اقدام کنند.

نحوه محاسبه نفقه فرزند

هر فردی که فرزندی دارد موظف است نیازهای متعارف فرزند خود را برآورده کند و نسبت به او حقوق و تکالیفی دارد. کودکان و فرزندان افراد آسیب‌پذیری هستند که به حمایت والدین نیاز دارند. در همین راستا بر طبق قانون پدر موظف به پرداخت فرزند است. به عبارت دیگر حتی اگر حضانت فرزند به عهده مادر یا شخص دیگری غیر ازوالدین باشد، باز هم پدر باید نفقه فرزند خود را بپردازد. اگر پدر توان مالی پرداخت را نداشته باشد و یا از دنیا رفته باشد، پدربزرگ و در مرحله بعد اجداد پدری موظف به پرداخت هستند. اگر هیچ کدام توان مالی نداشتند یا در قید حیات نبودند مادر باید نیازهای زندگی فرزند خود را تامین کند. لازم به ذکر است که معمولا دختران تا قبل از ازدواج و یا مشغول به کار شدن و پسران تا هجده سالگی مشمول نفقه هستند.

نفقه در ایران

نفقه زوجه در ازدواج دائم در حقوق ايران و اسلام بر عهده شوهر است. در حقوق اسلام که احکام آن الهام بخش در تنظيم اصول و ضوابط بسياري از موضوعات يا تقريبا بيشتر موضوعات و مسائل قانون مدني مخصوصا در باب احکام نکاح است، تامين هزينه خانواده از جمله کليه مخارج شخصي زوجه دائم بر عهده شوهر است و زوجه در اين زمينه هيچگونه تعهد يا مسووليتي نخواهد داشت هر چند زوجه از ثروت فراواني برخوردار باشد.
بنابراين شوهر حق ندارد از تامين هزينه نيازهاي شخصي زن به علت دارا بودن و بي نياز بودن زن خودداري کند. اين حکم در حقوق ايران بدون ترديد اعمال مي گردد
.
به عبارت ديگر تکليف شوهر در پرداخت نفقه زوجه دائم چه در حقوق اسلام و چه در سيستم حقوقي ايران جزء احکام مسلم و تخلف ناپذير است و در حقوق اسلام مستندات اين حکم آيات قران و اخبار و روايات موثق واصله در اين زمينه است. بنابراين حکم شارع اسلام که مبناي قواعد قانوني مدني ايران در باب نفقه است با شرط خلاف آن قابل تغيير نيست و اگر بر زوجه دائم در هنگام انعقاد عقد ازدواج يا قبل و بعد از ازدواج شرط شود که نفقه و تامين هزينه شخصي زن در صورت ثروتمند و بي نياز بودن از جهت مالي بر عهده خود زوجه باشد چنين شرطي به علت مخالفت با حکم مسلم شرعي و در نتيجه به علت خلاف ضابطه آمده در سيستم حقوقي ايران باطل و بلا اثر خواهد بود و زن به شرط عدم نشوز و انجام وظايف زناشويي بدون عذر موجه استحقاق دريافت نفقه و هزينه زندگي شخصي خود را از شوهر خواهد داشت
.

مواردی که در خصوص نفقه زوجه حایز اهمیت است:

– نفقه زوجه در هر صورت بر عهده مرد است صرف نظر از نیاز مالی زوجه یا عدم، شاغل بودن یا نبودن زوجه ، اما نفقه اقارب در صورتی بر عهده فرد قرار می گیرد که شخص مستحق انفاق، محتاج باشد و توان کار نیز نداشته باشد.

– میزان نفقه زوجه با توجه به وضعیت زن تعیین می شود، اما میزان نفقه اقارب به میزانی است که نیاز ها ی مستحق نفقه تامین گردد، البته تا جایی که شخص ملزم به انفاق توانایی و پرداخت آن را داشته باشد.

– نفقه زوجه بر نفقه اقارب مقدم است

– زوجه می تواند نفقه زمان های گذشته را نیز مطالبه کند یعنی برای مطالبه نفقه معوقه طرح دعوا کند، اما نفقه اقارب فقط نسبت به زمان حاضر و آینده قابل مطالبه است و اقارب نمی توانند نفقه معوقه را مطالبه کنند به عبارت دیگر نفقه اقارب فقط از زمان تاریخ طرح دعوا به بعد قابل مطالبه است.

– طلب زن بابت نفقه طلب ممتاز است و بردیون شوهر مقدم می باشد غیر از دینی که وثیقه داشته باشد بر طلب زن از بابت نفقه مقدم است. نفقه زن حتی بر طلب دولت بابت مالیات و طلب سازمان تامین اجتماعی مقدم خواهد شد

– همچنین بر طبق ماده ۱۲۰۳ قانون مدنی در صورت بودن زوجه و یک یا چند نفر واجب النفقه دیگر، زوجه مقدم بر سایرین خواهد بود.

– در صورت طلاق،اگر طلاق از نوع طلاق رجعی باشد، یعنی طرفین حق رجوع به یکدیگر را داشته باشند، در طول دوران عده که بسته به نوع طلاق بین 2 تا 3 طهر (دوران قاعدگی) می باشد، مرد مکلف به پرداخت نفقه زن است. اما در سایر انواع طلاق که از نوع غیر رجعی است، مرد تکلیفی به پرداخت نفقه پس از طلاق ندارد

– در صورتی که طلاق بائن باشد یعنی مرد نتواند در مدت عده به زن رجوع کند یا نکاح در اثر وجود عیبی در مرد یا زن فسخ گردد شوهر الزامی به پرداخت نفقه زمان عده ندارد. ولی اگر زن حامله باشد در هر حال تا مدتی که وضع حمل نکرده است حق گرفتن نفقه دارد، زیرا به موجب ماده ۱۱۰۹ قانون مدنی اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حامله بودن که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.

– به موجب ماده ۱۱۱۰ قانون مدنی زوجه درایام عده وفات مستحق دریافت نفقه نیست ولو حامله باشد، زیرا با فوت شوهر، رابطه زوجیت منحل شده و اموال شوهر پس از فوت متعلق حق ورثه قرار می‌گیرد. به موجب ماده مذکور در ایام عده وفات مخارج زندگی زوجه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهده آنان است پرداخت می‌گردد. در صورت نیاز زن و تمکن فرزندان یا ابوین وی (پدر و مادر) باید نفقه به زن پرداخت گردد که نفقه مذکور تابع نفقه اقارب است نه نفقه زوجه و قواعد مربوط به نفقه اقارب در خصوص آن اعمال می‌گردد. اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن جداگانه تعیین کند در این صورت مادام که زن در بازگشت به منزل شوهر معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود. البته در این حالت زن در انتخاب مسکن جداگانه آزاد نیست و این انتخاب باید به تراضی طرفین یا حکم دادگاه باشد.

نحوه ی مطالبه نفقه زوجه

– به موجب ماده ۱۱۱۱ قانون مدنی زن می تواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به دادگاه رجوع کند در این صورت دادگاه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد. در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه و عدم امکان اجرای حکم دادگاه و الزام او به دادن نفقه زن می تواند برای طلاق به دادگاه رجوع کند در این صورت دادگاه شوهر را اجبار به طلاق می نماید :

ضمانت اجرای مدنی عدم پرداخت نفقه

الف- الزام شوهر به پرداخت نفقه از طریق قضایی

ب- طلاق در صورت عدم امکان الزام شوهر به پرداخت نفقه

واضح است، استنکاف از پرداخت نفقه آینده مجوز طلاق باشد زیرا مبنای طلاق در این مورد عدم امکان ادامه زندگی زناشویی به دلیل عدم تامین نیازهای مالی زن است و این امر فقط در مورد نفقه آینده صدق می کند البته نفقه گذشته زن هم دینی بر عهده شوهر است که باید پرداخت شود.

مدارک لازم جهت دعوای مطالبه نفقه

– عقدنامه یا رونوشت آن

– مدارک شناسایی زوجه

– به موجب ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده مصوب ۱۳۹۱ هرکس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد به حبس تعزیری درجه ۶ (حبس بیش از ۶ ماه تا ۲ سال) محکوم می شود. استنکاف از پرداخت نفقه گذشته زن مجوز مجازات کیفری شوهر نیست و خودداری از پرداخت نفقه آینده مجوز مجازات کیفری است ، نفقه گذشته فقط دارای ضمانت اجرای مدنی است.

طرح شکایت به طریق کیفری هزینه دادرسی کمتری نسبت به طرح دعوای حقوقی دارد.

 

مدارک لازم جهت شکایت کیفری ترک انفاق

– عقدنامه یا رونوشت آن

– مدارک شناسایی زوجه

بالا