برای تجربه بهتر ، مرورگر خود را به کروم، فایرفاکس، اوپرا یا اینترنت اکسپلولر تغییر دهید.

توسعه علوم قانونی

ریشه‌های علوم قانونی و روش‌های اولیه

جهان باستان فاقد رویه‌های قانونی استانداردی بود که بتوانند به مجرمان در فرار از مجازات کمک کند. تحقیقات و محاکمات جنایی به شدت به اعترافات اجباری و شهادت شاهدان وابسته بود. با این حال، در منابع تاریخی شواهدی از روشهایی دیده می‌شود که در قرنهای بعد به عنوان روشهای پزشکی قضایی مورد توجه قرار گرفتند.

اولین نوشته کتبی از استفاده از طب و حشره‌شناسی برای حل پرونده‌های جنایی به کتاب (ترجمه شده به عنوان شستشوی دوران) نوشته شده در چین توسط Song Ci در سال ۱۲۴۸ در زمان سلسله سونگ بر می‌گردد که مدیر محکمه، زندان و نظارتبود. Gunhegarancha Kardankal (اسراف مجرمان، انتشارات لوتوس Pvt. Ltd.) نوشته دکتر Vasudha Apte (استاد و دانشمند – پزشکی قانونی، هند) که به زبان مراتی نوشته شده حاوی اطلاعات در مورد ۱۳۰ روش مختلف برای تحقیقات قانونی است.

توسعه علوم قانونی

جراحی‌های Ambroise Paré در طول قرن‌های بعد، زمینه‌سازی برای توسعه تکنیک‌های قانونی ایجاد کرد.

در قرن شانزدهم در اروپا، پزشکان در مجموعه‌های ارتش و دانشگاه شروع به جمع‌آوری اطلاعات در مورد علت و نحوه مرگ کردند. آمبروز پاره، یک جراح ارتش فرانسوی بود که به‌طور سیستماتیک اثرات مرگبار خشونت را بر اندام‌های داخلی مطالعه کرد.

دو جراح ایتالیایی، Fortunato Fidelis و Paolo Zacchia، پایه و اساس آسیب‌شناسی مدرن را با مطالعه تغییراتی که در ساختار بدن به عنوان نتیجه بیماری به وجود آمد، ایجاد کردند.

در اواخر قرن ۱۸، نوشته‌های این موضوعات شروع به ظهور کردند که شامل یک رساله در مورد پزشکی قانونی و بهداشت عمومی توسط پزشک فرانسوی Francois Immanuele Fodreé و سیستم کامل پزشکی پلیس توسط متخصص پزشکی آلمان یوهان پتر فرانک می‌شدند.

همان‌طور که ارزش‌های عقلانی عصر روشنگری به‌طور فزاینده ای در جامعه قرن هجدهم نفوذ می‌کرد، تحقیقات جنایی به روش مبتنی بر شواهد و روش عقلایی تبدیل شد – استفاده از شکنجه برای اعمال اعتراف محدود شد و اعتقاد به جادوگری و سایر قدرت‌های غیبی برای تأثیرگذاری بر تصمیمات دادگاه، عمدتاً متوقف شدند. دو مثال از علم پزشکی قانونی انگلیسی در پرونده‌های حقوقی فردی نشان دهنده استفاده روزافزون منطق و روال در تحقیقات جنایی در آن زمان است. در سال ۱۷۸۴، در لنکستر، جان تامس برای قتل ادوارد کالشو با یک تپانچه محاکمه و محکوم شد. هنگامی که جسد Culshaw مورد بررسی قرار گرفت، یک گلوله کاغذ (کاغذ خرد شده برای محافظت از پودر و توپ در پوزه) در سر مقتول یافت شد که با روزنامه پاره شده در جیب تامس، مطابقت داشت و که منجر به پذیرش مجرم بودن او شد.

در سال ۱۸۱۶ کارگر مزرعه ای در شهر واریک محاکمه و محکوم به قتل خدمتکاری جوان شد. او در یک استخر کم عمق غرق شده بود و علامت‌های حمله خشونت‌آمیز داشت. پلیس پدیده‌ها و علائمی از پارچه‌های مخملی را با یک پچ دوخته شده در زمین مرطوب در نزدیکی استخر پیدا کرد. دانه‌های پراکنده گندم و فلفل هم وجود داشت. شلوار یک کارگر مزرعه ای که گندم نان کوبیده بود، مورد بررسی قرار گرفت و دقیقاً با نشانه‌های یافته شده در زمین نزدیکی استخر مطابقت داشت.[۱۶]

سم‌شناسی و مسیر حرکت گلوله

یک روش برای شناسایی اکسید آرسنیک (آرسنیک ساده) در جسد در سال ۱۷۷۳ توسط شیمیدان سوئدی، کارل ویلهلم شیل معرفی شد. کار او در سال ۱۸۰۶ توسط والنتین راس Valentin Ross شیمیدان آلمانی که یادگرفت که سم را در دیواره‌های معده قربانی پیدا کند، شناسانده شد.

دستگاه برای آزمایش آرسنیک، طراحی شده توسط جیمز مارش .

جیمز مارش اولین کسی بود که این علم جدید را در علوم قانونی به کار برد او توسط دادستانی در دادگاه قتلی در سال ۱۸۳۲ فراخوانده شد تا به عنوان یک شیمیدان شهادت دهد. متهم، جان بول، متهم به مسموم کردن پدربزرگش با قهوه با آرسنیک بود. مارش آزمایش استاندارد را با مخلوط کردن یک نمونه مشکوک با سولفید هیدروژن و اسید هیدروکلریک انجام داد. او توانست آرسنیک را به عنوان تری سولفید آرسنیک زرد تشخیص دهد.

آنتروپومتری

صفحه ای از کتابی از برتیلون (۱۸۹۳)، که اندازه‌گیری مورد نیاز برای سیستم شناسایی آنتروپومتری را نشان می‌دهد.

افسر پلیس فرانسوی برتیلون اولین کسی بود که تکنیک انسان‌شناسی آنتروپومتری را در اجرای قانون اعمال می‌کرد و بدین ترتیب یک سیستم شناسایی بر مبنای اندازه‌گیری‌های فیزیکی ایجاد کرد. قبل از آن زمان، جنایتکاران تنها می‌توانستند با نام یا عکس شناسایی شوند.او در سالهای دهه ۱۸۷۰ از روش های ad hoc که برای شناسایی مجرمان دستگیر شده در فرانسه استفاده می‌کردند ناراضی بود و کار خود را در زمینه ایجاد یک سیستم قابل اعتماد برای سنجش از نوع انسان انجام داد.

اثر انگشت

سر ویلیام هرشل یکی از نخستین کسانی بود که از استفاده از اثر انگشت در شناسایی مظنونین جنایتکار حمایت کرد. او وقتی که برای خدمات مدنی هند مشغول به کار بود، شروع به استفاده از علامت‌های اسکن شده در اسناد به عنوان یک اقدام امنیتی برای جلوگیری از انحلال امضاها در سال ۱۸۵۸کرد.

اثر انگشت که توسط ویلیام هرشل ۱۸۵۹/۶۰ گرفته شده‌است.

در سال ۱۸۷۷ در Hooghly (نزدیک کلکته)، هرشل استفاده از اثر انگشت را در قراردادها و بخشنامه‌های قانونی و بازنشستگان ترویج کرد تا از جمع‌آوری پول توسط بستگان پس از مرگ یک بازنشسته جلوگیرد کند.[

زنان شاغل اداری در اداره پلیس LA در حال انگشت نگاری و عکس برداری در سال ۱۹۲۸.

تست اولنوتی

آزمایش Uhlenhuth، یا آزمایش آنتی‌ژن آنتی‌بادی precipitin برای گونه‌ها، توسط پل Uhlenhuth در سال ۱۹۰۱ ابداع شد و می‌توانست خون انسان را از خون حیوانات متمایز کند. تست نشان دهنده یک پیشرفت بزرگ بود و اهمیت فوق‌العاده ای در علوم قانونی به دست آورد.این تست برای پزشکی قانونی توسط موریس مولر، مؤسسه سوئیس در دهه ۱۹۶۰، مورد اصلاح قرار گرفت.

DNA

تجزیه و تحلیل قضایی DNA برای اولین بار در سال ۱۹۸۴ استفاده شد. این روش توسط Alec Jeffreys توسعه یافت. او متوجه شد که تغییرات در کد ژنتیکی می‌تواند برای شناسایی افراد و به اشتراک گذاشتن افراد از یکدیگر استفاده شود. اولین کاربرد پروتئین‌های DNA توسط جفریز در حادثه دو قتل در شهر کوچک ناربورو در سالل ۱۹۸۵ استفاده شد. یک دختر مدرسه ۱۵ ساله به نام لیندام مان، مورد تجاوز قرار گرفته و در بیمارستان روانپزشکی کارلتون هیز به قتل رسیده بود. پلیس مظنونی پیدا نکرد اما توانست یک نمونه مایع منی دریافت کند.

بلوغ

Cartoon of a man holding a bloody knife looking contemptuously at a display of half-a-dozen supposed and dissimilar likenesses

نمایش آخرین تکنیک‌های پزشکی قانونی در تلاش‌های پلیس برای شناسایی و دستگیری قاتل زنجیره ای جک قاتل.

با شروع قرن بیستم، علوم قانونی در زمینه تحقیقات جنایی به‌طور گسترده‌ای توسعه یافت. تحقیقات علمی و جراحی توسط پلیس متروپولیتن در طول پیگیری قتل‌های زنجیره ای جک راپر، که دهه ۱۸۸۰ تعدادی از روسپیان را کشته بود، به‌طور گسترده مورد استفاده قرار گرفت. این مورد، حوزه ای جدید در کاربرد علم پزشکی محسوب می‌شد. تیم‌های بزرگ پلیس تحقیقات خانه به خانه ای در سراسر Whitechapel انجام دادند. مواد قانونی جمع‌آوری و مورد بررسی قرار گرفت. مظنونین شناسایی و شناسایی شدند یا بیشتر مورد بررسی قرار گرفتند یا از تحقیق حذف شدند. کار پلیس امروز همان الگو را دنبال می‌کند. بیش از ۲۰۰۰ نفر مصاحبه شدند، «بیش از ۳۰۰ نفر» مورد بررسی قرار گرفتند و ۸۰ نفر بازداشت شدند.

این تحقیق در ابتدا توسط گروه تحقیقات جنایی (CID) انجام شد. بعدها، افسرانی از اداره مرکزی اسکاتلند یارد برای کمک رسانی فرستاده شدند. در ابتدا، قصابی‌ها، جراحان و پزشکان به علت شیوه ضرب و جرح مورد شک قرار گرفتند. موارد غیبت و حضور قصابی‌ها و کشتارگاه‌های محلی مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه آن حذف برخی موارد از تحقیق بود.

شرلوک هولمز، شخصیت داستانی محبوب، در استفاده از تجزیه و تحلیل قانونی، از دوره خود پیشی گرفت.

نشانه نمادین جدید پزشکی قانونی و استفاده از استدلال در کار کارآگاهی، شخصیت داستانی شرلوک هولمز، نوشته شده توسط آرتور کانن دویل در اواخر قرن نوزدهم بود. او برای علوم قانونی الهام بخش است، مخصوصاً به این دلیل که مطالعه حسی او در صحنه جرم، سرنخ‌های اندک به سلسله ای از حوادث ربط می‌داد. او از شواهد ردیابی مانند رد کفش و تایر، و همچنین اثر انگشت، مسیر حرکت گلوله و گرافولوژی، که در حال حاضر به عنوان معاینه اسناد سوژه شناخته می‌شود، استفاده زیادی کرد.

چنین شواهدی برای تست نظریه‌های پلیس و کارآگاهان مورد استفاده قرار می‌گیرد. تمام تکنیک‌های حمایت شده توسط هولمز بعدها به واقعیت تبدیل شدند. در بسیاری از موارد گزارش شده، هولمز غالباً شکایت از این دارد که صحنه جرم توسط دیگران، به ویژه پلیس، دستکاری شده‌است، و این نشانه ضرورت حیاتی حفظ یکپارچگی بررسی صحنه جرم است. او از شیمی تجزیه برای تجزیه و تحلیل باقیمانده‌ها و همچنین بررسی سم‌شناسی و تعیین سم استفاده کرد. او از قواعد پرتابه با اندازه‌گیری کالیبر و تطابق آنها را با یک آلت قتاله استفاده می‌کرد

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بالا